فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٥٥٥ - تَعَيُّن
هم آوردهاند.
صدر الدين گويد:تعين امور،غير از تشخص آنها است زيرا تعين امور نسبى است و تشخص امر نسبى نيست بلكه نحوۀ وجود شىء و هويت او است و بالجمله «تعين الشيء غير تشخصه اذ الاول امر نسبى دون الثانى لانه نحو وجود الشيء و هويته لا غير»و تعين عبارت از چيزى است كه بوسيلۀ آن چيزى از غيرش ممتاز ميشود بنحوى كه غيرش در آن مشارك نباشد.(اسفار ج ١ ص ١١٣ و ٢٤ و ١١).
علامه گويد:«اقول التعين ان كان مستندا الى ماهية المتعين لزم انحصار نوعه فى شخصه اذ مقتضى ذلك وجود ذلك التعين فى صورة وجود الماهية فاين وجدت الماهية وجد ذلك المعين».
(شرح حكمة العين ص ٤٩).
قيصرى گويد:ان التعين ما به امتاز الشيء عن غيره بحيث لا يشاركه فيه غيره».
(از شرح قيصرى ص ٢٥).
ما به الامتياز گاه عين ذات است مانند تعين واجب الوجود كه ذاتا ممتاز از ممكنات است و مانند تعينات ماهيات امكانيه و مفهومات عقليه در ذهن كه تعين آنها نيز عين ذوات آنها است و گاه زائد بر ذات است مانند ما به الامتياز كاتب از امى بكتابت كه كتابت امر زائد بر ذات است و وجودى است و گاه ما به الامتياز امر عدمى است يعنى بواسطۀ عدم حصول امرى است مانند امتياز امى از كاتب بغير او بواسطۀ عدم كتابت و گاه مركب از دو امر وجودى و عدمى است و نوع واحد ممكن است متعين بتمام اقسام تعينات باشد مثلا انسان ممتاز است بذاته از فرس و بواسطۀ صفت وجودى در فردى از افرادش ممتاز است از آن فرد كه متّصف به صفت ديگر است مانند زيد رحيم كه ممتاز است از زيد قهار و زيد عالم از زيد جاهل كه امتياز در صفات عدمى است و امتياز كاتب غير خياط از كاتب خياط و غيره و تعينات زائده همه از لوازم وجوداتاند.
(از اسفار ج ١ ص ١١٣-١١٤).
و تعين اول نزد صوفيان مرتبت احديت است و تعين دوم مرتبت وحدانيت است.
قيصرى گويد:تعين چيزى است كه امتياز هر شىء از غيرش بدانست و امرى كه ما به التعين است گاه عين ذات است مانند تعين واجب الوجود كه ممتاز بذات بود و مانند تعين اعيان ثابته در علم حق كه عين ذات آنها است زيرا وجود بانضمام صفتى كه مميز آن باشد در حضرت علميه او را عين ثابت كند.گاه ما به التعين زائد بر ذات تعين است مانند امتياز كاتب از غير كاتب و گاه ما به التعين و ما به الامتياز عبارت از عدم حصول امر است يعنى امر عدمى است مانند امتياز كاتب بعدم كتابت در اين قسم هم با حصول آن با قطع نظر از عدم حصول غير است يا با نظر به عدم حصول غير است و بالجمله تعين زائد گاه وجودى است و گاه عدمى و گاه مركب از وجود و عدم.
جامى گويد:تعين اول وحدتى است صرف و قابليتى است محض مشتمل بر جميع قابليات كه نمايش ذات احديتاند (كشاف ص ٧٥-١ شرح قيصرى ص ٢٦ لوايح ص ٧٠).