فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٦٤ - اجْتِماع أَشْبابِ إِرْث
بمجسطى اتصال گويد.و آن درجه و دقيقه كه اين اجتماع بود جزو اجتماع خوانند.و طالع آن وقت را طالع اجتماع خوانند.و اين اجتماع ميان آن مدت بود كه ماه اندرو زير شعاع آفتاب بود.و اين مدت را بتازى سرار خوانند،كه قمر اندرو پنهان و ناپيدا بود.و نيز محاق خوانند،كه نور از قمر سترده بود.
و استقبال آنست كه بهفتم برج باشد از برج آفتاب،و درجهها و دقيقههاى ايشان يك با ديگر راست.و نيز او را امتلا خوانند اى پرى،كه قمر بدو از نور پر باشد.و قمر را اين هنگام بدر خوانند از بهر تمامى او و شتابش ببر آمدن با فرو شدن آفتاب.و طالع آن وقت طالع استقبال خوانند.و اما جزو استقبال قياس چنان واجب همىكند كه آن بودى كه جاى قمر باشد.و لكن منجمان از آن همىگيرند كه زير زمين باشد.خواهى آفتاب و خواهى ماهتاب.
(رجوع شود به التفهيم ص ٢٠٩-٢١٠)
اجْتماعِ اسْباب
-(از اصطلاحات حقوقى و فقهى است.) در كليات حقوقى آمده است:
گاه اتفاق مىافتد كه دو سبب در يك جا جمع شوند مثل اينكه يكى در طويله را باز كرده و ديگرى افسار حيوان را و حيوان فرار كرده باشد ميگويند آنكه در را باز كرده ضامن است بجهت اينكه با بسته بودن در حيوان قادر بر فرار نبوده و اين اطراد ندارد بسا هست گشودن قيد اقواى باشد در تحقق فرار.پس در تشخيص قضاياى شخصى نظر باختلاف خصوصيات بايد بعرف و ذوق و وجدان حاكم رجوع نمود.
و تشخيص حقيقت و درك واقع در امثال اين موارد كار سهل و آسانى نبوده جاى بسى لغزش است.
(كليات حقوقى ص ١٨٨)
اجْتِماع أَشْبابِ إِرْث
-(از اصطلاحات قواعد فقهى است.)هرگاه در يك وارث دو سبب ارث موجود باشد از هر دو سبب ارث خواهد برد در صورتى كه يكى از آنها مانع ديگرى نباشد.
در استحقاق ارث از هر دو جهت فرقى نيست بين اينكه دو سبب از حيث نوع متحد باشند مثل اينكه شخص وارث هم جد پدرى متوفى باشد و هم جد مادرى او يا متعدد مثل اينكه وارث هم عموى متوفى است و هم دائى او و مثل پسر عموى پدرى كه دائى مادرى هم باشد باين طور كه برادر شخص از طرف پدر با خواهر او از طرف مادر تزويج كرده باشد پس اين شخص نسبت بفرزندان زن و شوهر عمو است براى اينكه برادر پدر اوست و دائى است براى اينكه برادر مادر اوست و پسر آن شخص پسر عموى فرزند است از جهت پدر و پسر دائى اوست از جهت مادر.
ممكن است در شخصى كه دو موجب ارث در او جمع شده يكى از آنها نسبى باشد و ديگرى سببى مثل اينكه زوج پسر عمو يا پسر دائى باشد و يا زوجه دختر عمو يا دختر دائى.
گاهى نسب بسبب تكثر جهات