فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٤٧٦ - تاريخ
(وقت الحاجه)چندين ماه فاصله خواهد شد،و هم چنين در خطاب راجع بنماز آيات از تاريخ صدور خطاب تا تاريخ پديد آمدن كسوف و خسوف ممكن است مدت مديدى فاصله شود.
و بالاخره اين كيفيت در تمام خطابات صادره از ناحيۀ شارع موجود است يعنى در همه جا بين وقت خطاب و وقت حاجت يك فاصلۀ زمانى دور يا نزديك موجود ميباشد-النهايه ما براى مبالغه در توضيح تنها از آيات راجعه بحج و نمازهاى آيات كه فواصل موجوده در آنها محسوستر است مثال زديم-و اينك بيان اصل مسأله:
شكى نيست در اينكه اگر خطاب شارع مبهم و متضمن اجمال باشد و مكلف نتواند معنى مراد را از آن درك كند در اين صورت بر شارع فرض ميگردد كه آن را توضيح و تبين فرمايد-و الا اغراء مكلف بجهل و الزام وى بأداى تكليف مجهول لازم مىآيد.
مثلا اگر شارع مخاطبين را بأداى نماز آيات مكلف سازد ولى توضيح ندهد كه آن نماز دارى چه رسوم و آداب و يا چه اجزاء و ركعاتى است در اين صورت مكلف در وقت حاجت يعنى در هنگام وقوع خسوف يا كسوف دچار ترديد شده و از أداى تكليف قطعى الصدور خود عاجز خواهد ماند بنا بر اين به حكم عقل و منطق لازم است كه شارع قبل از فرا رسيدن وقت حاجت مراد خود را بيان و خطاب را توضيح فرمايد-و بهمين جهت عدم جواز تأخير بيان از وقت حاجت متفق عام بين اصحاب ما ميباشد ولى جواز تأخير آن از وقت خطاب تا وقت حاجت محل خلاف است-و اصح اقوال جواز آن است-زيرا تأخير بيان از وقت حاجت فقط از اين جهت مخالف ضرورت عقل بود كه مكلف را در مقام اداى تكليف مسلم الصدور مردد ميساخت-در صورتى كه اين محظور در مورد تأخير آن از وقت خطاب موجود نمىباشد چه آنكه در اين مورد هنوز وقت أداى تكليف فرا نرسيده تا وى در أداى آن حيران گردد.
(اصول رشاد ص ١٨١-١٨٠)
تَأْخيرِ مُسندٌ إلَيْه
-(معانى بيان)اين اصطلاح اهل معانى است و گويند اصل اين است كه مسند اليه مقدم باشد،حال اگر تأخير شود براى افاده معنائى خاص و نكاتى مخصوص است از جمله رعايت مقتضاى مقام رجوع به مسند اليه شود.
تاراج
-(اصطلاح عرفانى)تاراج عبارت از سلب اختيار سالك است در جميع احوال و اعمال ظاهرى و باطنى(كشاف ص ١٥٥٤)
تَأْليف
-(اصطلاح عرفانى)از جمله اخلاق كريمه و اوصاف شريفه يكى تودد و تأليف است چنانكه در خبر است«المؤمن آلف و مألوف و لا خير فيمن لا يؤلف» وحدت و عزلت كه محمودست نسبت باشرار و اراذل است و الاّ تألّف و صحبت با اخيار اشرف مطالب و اعزّ مآرب است(از مصباح الهدايه ص ٣٦٣)
تاريخ
-(از اصطلاحات اهل هيئت و و گاهشمارى)ابو ريحان گويد:
تاريخ وقتى باشد اندر زمانه سخت مشهور كه اندرو چيزى بوده است چنانكه خبرش اندر امتى بر امتان پيدا شد و بگسترد،چون دينى يا كيشى نوشدن و يا دولتى مر هر گروهى را پيدا شدن يا حربى بزرگ يا طوفانى هلاككننده و مانند آن،چنانك