فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٧١ - ال
نزد صوفيه كسى است كه در وى جمعيت الهيه به جميع اسماء و صفات اكثر بود و هر كه را حظ كمتر بود انقص از او باشد.
(كشاف ص ١٢٦٧) شاعر گويد:
اكمليت چيست دانى اى رفيق
منزل سير الى اللّه اى عشيق
در مرايا همچو حق ظاهر شدن
در همه بر خويشتن ناظر شدن
اكْوار و ادْوار
-رجوع شود بادوار و اكوار و ادوار وجود.
(اسفار ج ٤ ص ٩٨)
اكوان اربَعَه
-(از اصطلاحات كلامى است)هر موجودى داراى تقرر و كون و حصول خاصى است كه بر حسب تحقيق استقرائى،مجموع اكوان،چهارند و بعبارت ديگر اكوان وجودى اشياء چهار است.كون سكونى،كون حركتى،كون افتراقى و كون اجتماعى.
توضيح آنكه اگر موجودات را بنگريم يا در حال حركتاند يا در حال سكون يا در اجتماعند يا در افتراق و با توجه زيادتر در ميابيم كه كون اجتماعى و افتراقى در كون سكونى و يا حركتى ميباشند لكن چون فلاسفه حالات موجودات را از اين جهت بر چهار قسم كردهاند ما نيز عينا ذكر كرديم.
(از عقايد نسفيه ص ٥٣ و دستور ج ١ ص ١٥٤)
اكْوان عُنْصُرى
-(اصطلاح عقلى) وجود و موجودات عنصرى است كه كون آنها عبارت از خلع و لبس و كون و فساد است.
(اسفار ج ٢ ص ٢١٠)
اكْوانِ مَحْسُوسَه
-در مقابل اكوان خيالى است.
(رجوع به اسفار ج ٢ ص ٢١١ شود)
ال
-(اصطلاح ادبى)يكى از اداتى كه در زبان عرب كثير الدوران و مهم است الف و لام«ال»است و معمولا آن را ادباء حرف تعريف شناسند و گويند هر كلمۀ كه نكره باشد بوسيلۀ الف و لام ميتوان معرفه كرد مانند«الرّجل»يعنى مرد معين و معلوم و«رجل»يعنى مردى نامعلوم در آنكه ال در اصل چه بوده است بعضى گويند«اهل»بوده است كه در تصغير «اهيل»گفته شود.پس از آنكه حرف «ال»را حرف تعريف دانند معانى ديگرى نيز براى آن پيدا كردهاند ازين قرار ١-استغراق صفات افراد بجاى كل مانند «خُلِقَ الْإِنْسٰانُ ضَعِيفاً» و «إِنَّ الْإِنْسٰانَ لَفِي خُسْرٍ» يعنى كلّ انسان و يا ذٰلِكَ الْكِتٰابُ لاٰ رَيْبَ فِيهِ ٢-تعريف ماهيت مانند وَ جَعَلْنٰا مِنَ الْمٰاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ يعنى ماهيت و جنس آب سبب حيات است ٣-عهد ذكرى مانند كَمٰا أَرْسَلْنٰا إِلىٰ فِرْعَوْنَ رَسُولاً فَعَصىٰ فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ كه الف و لام الرسول اشاره است به آن رسول مذكور قبل و «فِيهٰا مِصْبٰاحٌ الْمِصْبٰاحُ فِي زُجٰاجَةٍ الزُّجٰاجَةُ» ٤-عهد ذهنى مانند «إِذْ هُمٰا فِي الْغٰارِ» كه الف و لام اشاره است بآن غار ذهنى كه حضرت رسول با ابا بكر بدان پناه بردند و «إِذْ يُبٰايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ» ٥-عهد