فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٤٤٤ - بَيْتُ الْخِدْمَة
پيرو بيان بن سمعان التميمى است.اينان گويند امامت از حضرت على به محمد حنيفه و از او به پسرش ابو هاشم عبد الله محمد نقل يافت و ازو به بيان بن سمعان.
پارۀ از اينان اصولا بيان بن سمعان را پيامبر دانند و بعضى او را خداى ميدانند و گويند روح خدا در وى حلول كرده است و بلكه روح خدا در كالبد همۀ انبياء و امامان حلول كرده است و نسل به نسل و امام به امام تا به ابو هاشم رسيد و ازو به بيان بن سمعان-در پارۀ از مراجع بنانيه است.
(مختصر الفرق ص ١٤٥ و ١٣٤)
بَيْت
-(اصطلاح ادبى و عرفانى) بيت در لغت عرب خانه باشد و اشتقاق آن از بيتوتت است يعنى شب گذاشتن و خانه را از بهر آن بيت گويند كه جاى شب گذاشتن باشد و همچنين بيت شعر بنائى است از كلام كه موقع آن شب باشد و وقت فراغ و هر بيت را دو نيمه باشد هر نيمه را مصراعى خوانند.(از المعجم ص ٢٣).
-در عرفان منظور از كلمۀ بيت بطور مطلق خانۀ كعبه است.و مأخوذ از قرآن مجيد است كه فرمود: إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنّٰاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبٰارَكاً .
اهل ذوق گويند منظور خانه دل است كه نخست عضوى است كه در كالبد وجود يابد و منشأ همۀ معنويات است.
بَيْتِ اقْبال
-(اين اصطلاح نجومى است)رجوع باوتاد شود.
پارۀ از تركيبات عرفانى.
بَيْتُ الْحِكْمَة
-عبارت از قلبى است كه اخلاص بر آن غالب باشد.
دل كه غالب بود بر او اخلاص
خانۀ حكمتش همىخوانند
اهل دل هر كه نيست اخلاصش
صاحب حكمتش نمىدانند
(اصطلاحات شاه نعمت اللّه ص ٨)
بَيْتُ الْخِدْمَة
-مسجد و محراب است مر مؤمنان را و ميخانه و بتكده است مر عارفان را.
* محرم هاتف ميخانه بدولتخواهى
گفت باز آى كه ديرينۀ اين درگاهى
همچو جم جرعۀ ما كش كه ز سر دو جهان
پرتو جام جهان بين دهدت آگاهى
حافظ گويد:
براه ميكده عشاق راست در تك و تاز
همان نياز كه حجاج را،براه حجاز
دو تا شدم چو كمان از غم و نمىگويم
هنوز ترك كمان ابروان تيرانداز
نه اين زمان من شوريده دل نهادم و روى
بر آستان تو كاندر ازل بسوز و نياز
هزار ديده بروى تو ناظرند و تو خود
نظر بروى كسى بر نمىكنى از ناز
* در خرابات مغان نور خدا مىبينم
اين عجب بين كه چه نورى ز كجا مىبينم
جلوه بر من مفروش اى ملك الحاج كه تو
خانه مىبينى و من خانه خدا مىبينم
خواهم از زلف بتان نافه گشائى كردن
فكر دور است همانا كه خطا مىبينم