فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١١٧ - ادَب
جامى گويد:اهل حل و عقد از عرفا و متصوفه اولياء اللّه را اخيار گويند(كشاف ج ١ ص ٤٢١-نفحات ص ٢٠) ابو بكر طاهر الابهرى گويد«احتياج الاشرار الى الاخيار صلاح الطائفتين و احتياج الاخيار الى الاشرار فتنة الطائفتين (طبقات ص ٣٩٣).
أَداء
-اين اصطلاح اصولى و فقهى است و اداء و قضاء در لغت آوردن عبادات موقته باشد مانند اداء نماز واجب و زكاة و امانت و قضاء حقوق و حج و...و بالجمله «ادا»انجام عبادات باشد در وقت خود كه براى آن مقدر شده است و قضاء انجام عبادات باشد در خارج وقت و بعد از آن و يا فساد و بطلان اول و بنا بر اين ادا و قضا در اصطلاح فقها مخصوص به عبادات موقتهاند و اداء تصور نشود مگر در آنچه قضا در او تصور شود.پس قضا استدراك ما سبق باشد و ادا انجام در وقت خود باشد و اعاده انجام عبادت باشد در وقت خود پس از انجام آن فاسدا باطلا يعنى چون خللى در عبادت پيدا شود مجددا بايد انجام شود.(از التلويح ص ٣٥-دستور ج ١ ص ٦٠-كشاف ج ١ ص ١١١).
اداء شَهادَت
-اين اصطلاح فقهى است و اداء شهادت مقابل تحمل شهادت است.(از شرح لمعه ج ١ ص ٢١٨)رجوع به شهادت شود.
أَداة
-از لحاظ دستورى در زبان عرب معمولا اداة بحروف گويند كه آلت ربط كلماتاند.در نزد اهل نظر روابط در قضايا و موضوعات و محمولات را ادات گويند و ادات حركت آلات حركت را گويند در مباحث المشرقية است كه محرك بالذات هرگاه خود متحرك نباشد و متصل بمحرك باشد مانند دست انسان ادات حركت گويند و اگر متصل نباشد آلت حركت گويند.
أَداةِ اسْتِفْهام
-(اصطلاح ادبى) كلماتى كه وضعا براى استفهاماند«ا» همزه و«هل»ميباشند و بعضى از كلمات گاه براى استفهامند و گاه براى معانى ديگر مانند من،ما،متى،كيف،اين،كيفما انى...
اداة حَصْر
-(اصطلاح ادبى)اداة حصر حروفى هستند كه براى حصر و قصر بكار برده ميشوند و انها«انما و الا» اند مانند «إِنَّمٰا يَعْمُرُ مَسٰاجِدَ اللّٰهِ مَنْ آمَنَ بِاللّٰهِ -ابى اللّه ان يجرى الامور الا باسبابها» رجوع به حصر و قصر و(سيوطى ص ٨٥) شود و نيز رجوع به حروف حصر شود.
ادَب
-(اصطلاح اخلاقى و عرفانى) ادب دانش و فرهنگ و پاس و شگفت و طريقۀ كه پسنديده باشد و نگاهداشت حد هر چيزى است:و«حسن الاحوال فى القيام و القعود و حسن الاخلاق و اجتماع الخصال الحميدة»و بالجمله نام رياضات ممدوحه است كه انسان را به فضائل اخلاقى و ملكات حميده برسانند و ملكهايست كه انسان را از كارهاى زشت باز دارد.و گفتهاند كه ادب خصال حميده است و برخى گويند:شناختن انواع خطاها و احتراز