فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٠٢ - اشْتِقاق
انظار زياد است.
صدرا گويد:سواى مفهوم عام اعتبارى انتزاعى كه صادق بر تمام اشياء است كه مفهوم هست باشد وجود را حقيقتى است در خارج كه مشترك باشتراك معنوى است.
ميان افراد و وجودات متعدده و حقايق متكثره كه بذواته متعدد و متكثرند نه«مجرد عارض الاضافه»كه متماثل باشند و اختلاف وجودات بكمال و نقص است در نفس طبيعت وجود و وجودات مختلف متفق الاصلند و از سنخ حقيقت بسيطهاند مانند نور كه مشترك ميان انوار قويه و ضعيفه است و اشتراك وجود ميان موجودات مانند اشتراك كلى بين افرادش نيست بلكه نوعى ديگر از اشتراك است.
و بالجمله چهار امر متصور و متحقق است.
١-مفهوم عام اعتبارى انتزاعى.
٢-حقيقت واحد بسيط عينى.
٣-موجودات متعددۀ متكثره كه حصصاند.
٤-وجودات خاصه.
مراد از اشتراك معنوى وجود بمعنى دوم است كه حقيقت عينيه باشد كه افرادش عبارت از وجودات خاصهاند.
مفهوم عام اعتبارى انتزاعى منتزع از موجودات است بسبب وجودات خاصه كه مقوم آن هستند و آن مفهوم را حصص متكثر است بواسطۀ اضافه مفهوم عام اعتبارى بخارج و وجودات خاصه و آن حصص و آن مفهوم هر دو از امور عقلى بوده و زائد بر ماهيات و بر موجودات خاصهاند اما وجودات خاصه مختلفاند بشدت و ضعف و ماهيات متخالفة المعانىاند.
(رسائل ملا صدرا ص ١١٩-شواهد الربوبيه ص ٥).
اشْتِراك لَفْظِىّ
-رجوع باشتراك شود.
اشْتِراك مَعْنَوِىّ
-رجوع باشتراك شود.
اشْتِراكِ وُجُود
-رجوع باشتراك شود.
اشْتِغال
-(اصطلاح و اصولى)از اشتغال ذمه است و در اصول منظور اين است كه مادام كه برائت يقينى از كارى و چيزى حاصل نشود بوظائف سابق اشتغال باقى است و بايد بموجب آن عمل كند و اشتغال يقينى مستلزم برائت يقينى است«اذا تردد المكلف به بين امور معلومة محصورة و لا حرج فى فعل الجميع فالعمل على الاصل الاشتغال اذا لم يكن بين هذا الامور قدر مشترك و على الاصل البراءة...»و بحكم قاعده«لا تنقض اليقين بالشك-لا تنقض اليقين الا بيقين آخر»بايد خود را شاغل داند تا يقين به برائت حاصل شود.
(از قوانين ص ٢٩-عوائد الايام ص ١٠٨- از خزائن ص ١٨٠)
اشْتِقاق
-(اصطلاح ادبى)اشتقاق عبارت از آن باشد كه بين دو لفظ تناسبى در اصل معنى و تركيب باشد كه يكى بديگرى برگردد كه يكى را مشتق و ديگرى را مشتق منه نامند مثلا ضارب مناسب ضرب و مشتق از آنست و اگر در اشتقاق موافقت در حروف اصول هم رعايت شود با ترتيب