فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٣٠ - اضْطِرار
اضْحِيَه
-اين اصطلاح فقهى است و گوسفندى است كه در ايام نحر در وقت ظهر حاجيان در مكه قربانى كنند(ايام نحر دهم تا دوازدهم ذى الحجة است).
(از دستور ج ١ ص ١٣٣-الفقه ٥٩٣٠ عبادات)
اضْراب
-اين اصطلاح ادبى است اضراب اعراض باشد از چيزى بعد از اقبال بر آن و حروف اضراب(بل،ام و او) ميباشد مانند قٰالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمٰنُ وَلَداً، سُبْحٰانَهُ بَلْ عِبٰادٌ،مُكْرَمُونَ رجوع به بل و حروف اضراب شود.
(از كشاف ج ١ ص ٨٧٣-دستور ج ١ ص ١٣٣) و در بديع آنست كه سخن در مفردات يا جمل متناسبه را در مدح يا هجا يا غير آن بحرف اضراب(بل)عطف كند.
مثال در فارسى:
اى ميوۀ دل من لا بل دل
وى آرزوى جانم لا بل جان
مثال ديگر:
عارضش باغى دهانش غنچۀ
بل بهشتى در ميانش كوثرى
(از ابدع..ص ٥٧)
اضْطِرار
-(اصطلاح فقهى،كلامى) اضطرار يعنى ناچارى و ناعلاجى و سختى در امرى و از مواردى است كه محرمات بدان مباح ميشود و واجبات حرام چنانكه اكل مية در مورد اضطرار مباح و بعضا واجب ميشود و در موردى تقيه واجب ميشود و حالت اضطرار در موردى است كه مسأله ضايع شدن نفس محرمه در ميان باشد.
در كليات حقوقى آمده است:
اين قاعده كه از آن تعبير ميشود به اين عبارت:الضّرورات تبيح المحذورات از قواعد مسلمه بين فريقين بشمار ميآيد و مستفاد است از امثال اين روايت:
ما من شىء حرّمه اللّه الاّ و قد احلّه لمن اضطر اليه و اصل مأخذ آيه كريمه إِلاّٰ مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بٰاغٍ زيرا بقاء حرمت مال غير و حرمت اكل ميته مستلزم تلف نفس محترم خواهد بود و باين لحاظ حرمت مرتفع و تناول طعام غير بدون اذن او جائز است نهايت آنكه ضمان آن بعهدۀ اوست.
و بهمين قاعده راجع ميشود قاعدۀ الضّرورة تتقدّر بقدرها-بلكه مرجع همه اين قواعد بقاعدۀ لا ضرر و لا ضرار است.
(كليات حقوق ص ٦) در علم كلام مضطر در مقابل مختار است يعنى كسى كه در اعمال و رفتار و افعال خود ناچار باشد و زير كلمۀ جبر توضيح داده ميشود كه عمل اختيارى معمولا به عملى ميگويند كه از شخص عالم شاعر بدنبال مقدمات عامه فعل كه عبارت از علم،ميل و شوق و اراده باشد سر بزند و بيش از اين از كلمۀ مختار نمىتوان تصور كرد.
و از كلمۀ مضطر اين معنى را ميفهميم كه شخص در افعال و رفتار خود تابع اراده و اختيار خود نباشد و فعل اضطرارى فعلى است كه در تحت شرائطى