فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٣٦٩ - ايْن
(از دستور ج ١ ص ٢١٥-نفائس ص ٣-المعجم ص ٢٦٣).
ايهامُ الْجَمْع
-(اصطلاح ادبى)يكى از انواع ايضاح بعد از ابهام است رجوع بايضاح شود.
ايهامُ التَّناسُبْ
-(اصطلاح ادبى) يكى از انواع محسنات معنويه و ملحق به مراعات نظير است و آن باشد كه جمع شود بين دو لفظ كه در معنى متناسب باشند مانند «الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبٰانٍ وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدٰانِ» يعنى نبات و شجر خداى را سجده نمايند پس نجم بمعنى نبات گر چه مناسب با شمس و قمر نباشد لكن چون گاه بمعنى ستاره است در لفظ مناسب است و بدين جهت ايهام تناسب گويند.(از مطول ص ٣٠٣)
ايهامِ تَضاد
-(اصطلاح ادبى)يكى از ملحقات طباق است مانند «أَشِدّٰاءُ عَلَى الْكُفّٰارِ رُحَمٰاءُ بَيْنَهُمْ» زيرا رحمت گر چه مقابل شدت نيست لكن مسبب ازلين است كه ضد شدت است و مانند «وَ مِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهٰارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ» كه ابتغاء فضل گر چه مقابل سكون نيست لكن مستلزم حركت است كه ضد سكون است رجوع شود به(مطول ص ٣٥١) و از محسنات معنويه است و آن باشد كه دو معنى متوافق يا زيادتر آورده شود و سپس امرى ايراد شود كه مقابل آن دو معنى متوافق باشد بترتيب و مراد از توافق خلاف تقابل است مانند «فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلاً وَ لْيَبْكُوا كَثِيراً» كه ضحك و قلت متوافقاند و بكاء و كثرت متقابل با ضحك و قلت و مانند«ما احسن الدين و الدنيا اذا اجتمعتا و اقبح الكفر و الافلاس بالرجل»كه حسن و دين و غنى را با قبح و كفر و افلاس بترتيب مقابل قرار داده است.رجوع شود به(مطول ص ٣٥١)
ايْن
-(اصطلاح فلسفى)يكى از مقولات نهگانۀ عرضى«اين»است كه در تعريف آن گفتهاند«كون الشيء حاصلا فى مكانه»و عبارت از امرى و هيأتى است كه اضافه بمكان عارض او شود.
بعضى گويند اين عبارت از نسبت چيزى است بمكان.
(اسفار ج ٢ ص ٧٢) شيخ الرئيس گويد:اين بر دو قسم است يكى حقيقى كه عبارت از بودن شىء است در مكان معين و محدود و مخصوص بخود و ديگرى غير حقيقى و آن عبارت از بودن شىء است در مكان بزرگتر از خود.
قطب الدين گويد:اين بودن شىء است در مكان.
(درة التاج جزء سوم از بخش اول ص ٩٧) حاجى سبزوارى گويد:«هيئة تحصل من كون الشيء فى المكان».
(شرح منظومه ص ١٣٨)