فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٣٤٧ - اهْلِ سُلُوك
دل سرا پرده محبت اوست
ديده آئينهدار خلعت اوست
* يك دم بحضور اهل دل بنشستن
بهتر ز هزار بدره زر بربستن
مولانا گويد:
اهل دل همچون كه جود روى روان.
بىدوئى يك گشته در درياى جان
هى ز چه معلوم گردد اين ز بعث
بعث را كم جو كن اندر بعث بحث
اهْلِ ذِمَّه
-(اصطلاح فقهى)كفار اهل كتاب را گويند كه با حكومت اسلامى قرارداد پرداخت ماليات بسته باشند و در حمايت آنها قرار گيرند رجوع به ذمى و حربى و كفار ذمى و حربى شود.
اهلِ ذَوْق
-(اصطلاح عرفانى)اهل ذوق در مقابل اهل بحث و جدالاند.چنانكه حكمت ذوقى در مقابل حكمت بحثى است و مراد كسانى هستند كه حقايق جهان را بذوق دريابند نه به بحث و جدال،و متساكر را اهل ذوق گويند.و آن واجدى بود كه هنوز بمقام سكر نرسيده باشد و مشتاق آن بود.(مصباح الهدايه ص ٣١)
اهْلِ رَسْم
-(اصطلاح عرفانى)اهل رسم كسانى هستند كه تابع رسوم و قيود شريعتاند و كسانى كه در ابتداء مرحله سلوكاند.
اهْلِ رَىّ
-(اصطلاح عرفانى)صاحى را اهل رى خوانند كه صحو بعد از محو سبب سيرابى صاحى است رجوع شود به صحو و محو.
اهْلِ سُلُوك
-(اصطلاح عرفانى) در نفحات گويد اهل سلوك بر دو قسماند يكى طالبان مقصد اعلى و مريدان وجه اللّه كه«يريدون وجهه»و او را عبادت نكنند«خوفا لناره و طمعا فى جنته»بلكه او را اهل عبادت دانند و مقصد اعلاى خود دانند و ديگرى طالبان و مريدان آخرتند «وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ» (نفحات ص ٩، مصباح الهدايه ص ١٥٥).
در كلمات بابا طاهر است كه مردم سه طايفه باشند عالم و مريد و عارف، عارف كسى است كه خواهان خداى خود باشد بدون توجه به حظوظ خود و عالم خواهان علم و حظ خود باشد و مريد خواهان مراد خود باشد بديدن حظ خود.
و باز گويد مردم در امر سلوك سه طبقهاند يكى اهل جد و رياضت و دوم اهل حفظ و سياست و سوم اهل حق و عنايت كه طبقۀ اول در عبادات خود جديت كرده و رياضت كشند و طبقۀ دوم اهل حفظ احوال و مقاماتند و اهل سياست نفوس خود ميباشند بتأديب الهى و سوم منتهيان بحقاند كه در مقام عنايت الهى جاى گزينند.
و باز گويد مردم در امر سلوك بر دو قسمند يكى مريد حافظ و ديگرى مراد محفوظ،مريد طالب است و مراد مطلوب، مريد عمل كند تا يابد و مراد يابد و عمل كند،مريد حافظ خود و حافظ احوال خود باشد و مراد محبوب و مطلوب حق است و حق حافظ او و احوال او است.
(كلمات بابا ص ٢٤٠)