فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٨ - إبداع
باعداد ميكنند و از آن مطالب ذوقى بيرون ميآورند ماده تاريخها را شعرا با حسابات حروف ابجدى بنظم درمىآورند.
اين حروف اگر بصورت مقطع ا،ب،ج،د نوشته شود ابجد صغير و اگر بصورت پيوسته،ابجد كبير گويند.
مولانا گويد:
اى تو نارسته ازين فانى رباط
تو چه دانى صحو و سكر و انبساط
ور بدانى نقلت از اب وجد است.
پيش تو اين نامها چون ابجد است.
ابجد و هنوز چه فاش است و پديد
بر همه طفلان و معنى بس بعيد.
أَبَد
-ابد يعنى هميشگى در طرف آينده و يا زمان غير متناهى در جانب آينده و بعضى گويند:ابد عبارت از استمرار وجود در زمانهاى مقدرۀ غير متناهى در جانب مستقبل است و مقابل ازل است.
(رسائل ملا صدرا ص ٢٣٩.دستور ج ١ ص ٢٧) و در حاشيه دستور نقل از قطب- الدين آرد«الابد»الدهر و الدّائم و القديم و الازلى.و الفرق بين الأبد و الامد.أن الابد عبارة عن مدة الزمان التى ليس لها حد محدود و لا يتقيد فلا يقال ابدا كذا و «الامد»مدة لها حد محدود اذا اطلق و قد ينحصرا فيقال امد كذا كما يقال زمان كذا.
(حاشيه دستور ج ١ ص ٢٧) نزد صوفيان ابد و ازل از صفات الهىاند و فرق ميان آن دو آنكه از ليت را بدايتى نيست و ابديت را نهايتى نيست واسطى گويد:ابديت اشاره بترك انقطاع و محو اوقات است در سرمد(لمع ص ٣٦٤).
ابَدُ الْآباد
-عبارت از امتداد وجودى ابد شود.
إبداع
-(اصطلاح فلسفى)عبارت از ايجاد شىء است بدون سبق مادت و مدت،مانند ايجاد حق تعالى عقول را كه آنها را بدون سبق مادت و مدت آفريده است.(دستور ج ١ ص ١٧) و به تعريفى ابداع ايجاد شىء غير مسبوق بعدم است،و مقابل آن صنع است كه ايجاد مسبوق بعدم است.(شرح اشارات خواجه) بالجمله هر موجودى كه مسبوق بماده و حركت نباشد وجودش بر سبيل ابداع ميباشد.
مير داماد گويد:ابداع عبارت از خروج از جوف عدم صريح بمتن وجود و ثبات در عالم دهر است.
و در جاى ديگر گويد:ابداع عبارت از ايجاد شىء غير مسبوق بمادت و مدت است.
صدرا در بيان ترتيب وجود و نظام آفرينش گويد:خداى متعال موجودات را بروجه ترتيب متنازل بوجود ابداعى از عقل شروع و به هيولاى اولى خاتمه داده است و بر حسب مدارج و مراتب قرب و بعد بمبدإ المبادى جنبۀ نقش و كمال وجودى آنها متفاوت است و هر اندازه از مبدأ فيض دورتر شوند از لحاظ وجودى ضعيف و نقص آنها زيادتر است و بر عكس هر اندازه به مبدأ اول نزديك باشند كاملترند و در مراتب نزول به هيولاى اول