فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٣٥٦ - ايجاب
با متداول مانند «تَاللّٰهِ تَفْتَؤُا تَذْكُرُ يُوسُفَ» و «لاٰ تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النّٰارُ» رجوع شود به(كشاف ج ١ ص ٨٩).
و در ابداع آرد كه ايتلاف اللفظ مع اللفظ آنست كه در كلام مقامى باشد محتمل چندين لفظ و متكلم به جهت ملايمت با لفظى ديگر كه در كلام است يكى از آن الفاظ متعدده را رجحان دهد (رجوع شود به ابدع ص ١٨٥-٨٩)
ايثار
-(اصطلاح عرفانى) «وَ يُؤْثِرُونَ عَلىٰ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كٰانَ بِهِمْ خَصٰاصَةٌ» ايثار يعنى برگزيدن و اختيار كردن و اكرام كردن و تفصيل دادن و در اصطلاح اختيار كردن غير است بر خود از روى قصد و نيت.
ابو حفص گويد:«الايثار ان تقدم حظوظ الاخوان على حظك فى امر آخرتك و دنياك»(طبقات ص ١٢٢).
ايثار بر سه وجه است.
اول آنكه خلق را برگزيند بر نفس خود در موردى كه موجب دينى بر او نشود و سبب تحمل مشقت و اتلاف وقت و غيره نشود.
دوم ايثار رضاى خدا بر رضاى غير خدا اگر چه در آن دشواريها باشد و مشقت زيادى را در برداشته باشد و تحمل دشواريهائى را لازم داشته باشد.
سوم ايثار خدا زيرا فرو رفتن در ايثار خود دعوى مالك بودن خود است يعنى ايثار را از خداوند داند و خود را هيچ پندارد.
هجويرى گويد:ايثار بر لقمه،كار سگان است،مردان جان و زندگانى ايثار كنند.
نورى گويد:بار خدايا اهل دوزخ را عذاب كنى و جمله آفريدگان تواند و اگر ناچار دوزخ را از مردم پر كنى قادرى كه بمن دوزخ و طبقات آن پر كنى و ايشان را بهشت فرستى(كشف المحجوب ص ٢٣٧-٢٣٦).
و خداى متعال بهترين بذل را بذل محبوب قرار داده و فرمايد «لَنْ تَنٰالُوا الْبِرَّ حَتّٰى تُنْفِقُوا مِمّٰا تُحِبُّونَ» و چون روح كسى مبذول باشد مال و منال و خرقه و لقمه را چه خطر باشد؟بالاترين ايثار آنست كه ايثار كند و لو بدان حاجت داشته باشد.
و آن بر دو گونه است يكى ايثار در صحبت و ديگرى ايثار در محبت،ايثار در محبت ايثار حضرت امير است در شب هجرت كه ايثار نفس بود(مصباح الانس ص ٤١)و ايثار،ايثار آن بود كه كسى ديگر را بر خويشتن ايثار كند نه براى آنكه فضل ايثار برد بلكه براى آنكه فضل ايثار از آن ايثار شده باشد و خود را از همۀ خلق كمتر بداند«و ايثار الايثار ان يؤثر على نفسه غيره بالايثار ليكون فضل الايثار لغيره»(شرح تعرف ج ٣ ص ٩٩)
ايجاب
-(اصطلاح منطقى و فقهى) مقابل سلب و مقابل قبول و طرف آنست در عقود و معاملات(از دستور ج ١ ص ٢٢٣).قضيه موجبه در برابر سالبه است رجوع به قضيه موجبه شود.در فقه از اركان اساسى عقوق،ايجاب و قبول است در كليات حقوقى آمده است:
ايجاب مصدر اوجب است و وجوب