فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٦٣١ - جُبن
و صورت و مدت است و باصطلاح ديگر مجموع عالم ملك و ملكوت است دوم عالم ملكوت و عالم قدر و عالم عقول مجردۀ از ماده و مدت است نه مجرد از صورت سوم عالم ملك است و آن عالم اجساد است.
ابو طالب مكى عالم جبروت را عالم اسماء و صفات الهيه ميداند و لكن اكثر فلاسفه عالم جبروت را عالم اوسط و برزخ ميدانند.
حاجى سبزوارى ميگويد جبروت عالم عقول است صدرا گويد:عالم عقول كليه را جبروت مينامند زيرا عقول كليه در مرتبت كمالند و جبران نواقص مادون ميكنند كه عالم اجسام باشد.
(از شرح منظومه ص ١٨٣-ستور ج ١ ص ٣٨٢-مجموعۀ دوم مصنفات ص ٢٤٦، ٢٥٧).
جبروت است جلوهگاه صفات
ملكوت از فعال حق مرآت
(رجوع بفرهنگ علوم عقل تأليف نگارنده شود).
(طاير حظاير جبروت،حرمسراى جبروت.(تفسير حدائق ص ١٥٩-٣٣٥).
عراقى گويد:
برتر از چندت و چون جبروت جلال او
بيرون ز گفت و گو صفت لا يزال او
نگذشت و نگذرد نظر هيچ كاملى
گرد سرادقات جمال و كمال او
نسقى گويد:
عالم جبروت مبدأ عالم ملك و ملكوت است و عالم ملكوت از عالم جبروت پيدا آمدند.
و هر چيز كه در عالم جبروت پوشيده و مجمل بود در عالم ملك و ملكوت ظاهر شد و مفصل گشت و از عالم اجمال به عالم تفصيل آمد و از مرتبۀ ذات بمرتبۀ صفات رسيد.
(از انسان كامل ص ١٥٧،١٥٨).
جَبْريَّه
-(اصطلاح كلامى)بفتح جيم و سكون مقابل قدريهاند و فرقۀ از فرق بزرگ اسلاماند كه منشعب به فرق و شعب مختلف شدهاند از جمله جهميهاند(از كشاف ج ١ ص ٢٢٠).
و بالاخره جبر عبارت از نفى فعل از عبد و اضافۀ آن به رب است.
جبريه خود اصنافى ميباشند:جبريه اصليه آن است كه گويد:هيچ فعلى از ناحيۀ بنده نمىباشد بلكه اساسا او قدرت بر فعل ندارد.
جبرية المتوسطه:آن است كه براى بنده قدرت غير موثرى قائل است.
(از ملل و نحل شهرستانى ص ٣٧-٣٨).
جَبيرَه
-(اصطلاح فقهى)وضوء جبيره در صورتى است كه يكى از اعضائى كه بايد شسته شود يا اعضاء مسح مجروح باشد در اين صورت چون آب براى آن زيان دارد و يا خوف از اضرار و ضرر دارد ميتواند وضوء را جبيره كند بآنكه آن قسمت مجروح را نشويد و اب بدان نرساند.
جَبَل
-(اصطلاح عرفانى)مأخوذ از قرآن مجيد است.كه فرمود سآوى على جبل يعصمنى من الماء.در نزد اهل ذوق كنايت از توجه بوسائط و اسباب است كه در مذهب اهل معرفت شرك جلى است.
جُبن
-جبن يعنى ترس و ضد شجاعت است و از اصطلاحات اخلاقى است رجوع به شجاعت شود.
(از اخلاق ناصرى ص ٦٢).