فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٦٠٧ - تَوفيق
قصيدۀ ديگر بر وزنى ديگر بيرون آيد.
(رجوع شود به المعجم ص ٢٨٨ و كشاف ج ٢ ص ١٤٥٠).
در ابدع آرد كه آنست كه اول كلام دلالت بر لفظ آخر كند.
مثال:
گر بهر سوئى زبانى باشدت
شكر يك نعمت نگوئى از هزار
آنچه ديدى برقرار خود نماند
آنچه بينى هم نماند برقرار
رجوع به موشح شود.
تَوشيع
-(اصطلاح ادبى)توشيع يكى از انواع اطناب است كه ايضاح بعد از ابهام است و در لغت پيچيدن پنبه زده شده يا بافته باشد و بالجمله آن باشد كه بعد از ذكر تثنيه دو اسمى آرند كه تفسير كند مانند
«يشيب ابن آدم و لا يشيب فيه خصلتان الحرص و طول الامل» (از مختصر المعانى ص ١٧-كشاف ج ٢ ص ١٤٨٢).
در ابدع آرد توشيع در لغت پيچيدن پنبه زده شده است و در اصطلاح آنست كه پيش از قافيه لفظى مثنى آورند و آن را تفسير كنند بدو كلمه كه يكى از آنها قافيه باشد فرخى:
گفتم مرا دو بوسه فروش و بها مخواه
گفتا يكى بجان بخرى و يكى بتن
گفتم دو چيز هست ز روى تو خوبتر
گفتا يكى سخاوت صاحب يكى سخن
گفتم دو طوق بهر گردن افكند
گفتا يكى ز شكر فكند و يكى ز من
(از ابدع ص ٢١٢-٢١٣).
تَوَصُّليّات
-(اصطلاح اصولى)و آنچه در تكوين يا تشريع مقدمهاند براى امور يا احكامى ديگر توصليات گويند مانند مقدمات عبادات كه واجباند بوجوب توصلى زيرا منظور بالذات نمىباشند و براى وصول به ذى المقدمهاند چنانچه وجوب مسافرت به حج يا غسل و طهارت و گاه توصليات خود جنبه تعبدى و عبادى هم دارند مانند طهارت و گاه توصليات محضهاند(از خزائن ص ٢٥٨ قوانين ص ١٠٣).
«قد اشرنا ان وجوب المقدمه من التوصليات و المراد بالواجب التوصلى هو ما علم ان المراد به الوصول الى الغير و ليس هو مطلوبا فى ذاته و لذلك سقط الثواب الامتثال به بفعل الغير ايضا كغسل الثوب النجس للصلاة و بالاتيان به على الوجه المنهى عنه كالغسل بالماء المغصوب و نحو ذلك و هذ هو السر فى عدم اشتراط النية فيها دون الواجبات التى لم يحصل العلم بانحصار الحكمة منها فى شىء او علم ان المراد منها تكميل النفس و رفع الدرجة و حصول التقرب فانها لا تصح بدون النية.
(از قوانين ج ١ ص ١٠٣).
تَوفيق
-(اصطلاح عرفانى و اخلاقى) توفيق جريان امور است بر وفق مراد و ميل حق و حقيقت و فراهم آمدن اسباب كارست و موهبتى است الهى كه هر كه را ارزانى دارد كارها موافق ارادۀ او انجام شود و سالك را بآنچه خواهد برساند.
توفيق را بدايت و وسط و نهايتى است، بدايت توفيق اسلام است يعنى انقياد كلى كه مستجمع مقامات تفويض و توكل و تسليم و رضاست.
و وسط آن ايمان است بآنچه رسول اكرم آورده است.