فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٥٨٩ - تَميز
نهر و سنگچينى و امثال آنها شروع باحياء آن كرده باشد اشخاص ديگر حق احياء آن را نخواهد داشت.
ششم-احياء يا حيازت بايد بقصد تملك باشد.پس اگر كسى يكى از اسباب را بدون قصد يا بقصد غير حيازت فراهم سازد مالك آن نخواهد شد.
(كليات حقوقى ص ٢٠٥)
تَمْليكاتِ مَجّانى
-(اصطلاح فقهى) مالك شدن از طريق هبه و جز آن از طرقى كه در عوض آن چيزى مبذول نشود در كليات حقوقى است:
تمليك مجانى بغير قصد قربت هبه است و بقصد قربت صدقۀ بمعنى عام.
صدقۀ بمعنى عام دو قسم است:منقول و غير منقول و صدقۀ منقول نيز دو قسم است:
واجب و مستحب.
صدقۀ واجب عبارت است از زكاة اموال چنانكه در قرآن مجيد است انما الصدقات للفقراء و المساكين.و زكاة ابدان (فطريه)كه در قرآن بآن اشاره شده قد- افلح من تزكى و ذكر اسم ربه فصلى.و تقديم زكاة بر صلاة در خصوص اين مورد بر خلاف ساير موارد شايد اشاره بلزوم تقديم اداء فطريه بر نماز عيد فطر باشد.
و مستحب از آن صدقه متعارفى است كه بفقراء داده ميشود.
صدقۀ غير منقول تقسيم ميشود بدو قسم:وقتى شخصى عينى را از ملك خود اخراج نمود و آن را بغير تمليك كرد اگر بقصد قربت و دوام باشد وقف است.
و در صورتى كه اصل آن را بديگرى تمليك نكرده بلكه منافع آن را در مدت معينى بغير تمليك كرده باشد حبس است.عمرى و رقبى و سكنى نيز از متفرعات حبس محسوبند.
(كليات حقوقى ص ٣١٧)
تَمَنّى
-(اصطلاح ادبى)تمنى يعنى آرزو و در عربى اطلاق شود بر طلب حصول چيزى بر سبيل محبت و از اقسام انشاء است (از كشاف ج ١ ص ١٣٥٧)و كلماتى كه براى آن آرند:ليت،لعل،رجأ...ميباشد.
تمهيد
-(اصطلاح بديعى)و آنست كه سياق كلام را در رباعى و ترجيعات بلكه در قطعات طورى ترتيب دهند كه سامع منتظر و آماده شنيدن تتمه كلام باشد و مصراع آخر رباعى كه مادۀ آن خوانند بايد با كمال اهتمام در حسن موقع بكار برده شود مثال:
رباعى فردا كه بنامۀ سيه درنگرى
بس دست تحير كه بدندان ببرى
بفروخته دين بدينى از بيخبرى
يوسف كه بده درم فروشى چه خرى
* * * انگشت نماى خلق بودن تا چند
گويند مرو در پى آن سرو بلند
بىفايده پندم مده اى دانشمند
من چون نروم كه ميبرندم بكمند
(از ابدع ص ١٩١).
تَميز
-(اصطلاح ادبى)و در زبان عرب كلمه را گويند كه رفع ابهام از كلمه يا جمله يا نسبت كند بدين معنى كه كلمۀ آورده شود كه احتمالات بسيار دهد سپس كلام ديگر آورده شود تا مقصود و منظور را معين كند كلمهاى كه رفع ابهام و احتمالات كند تميز گويند و منصوب است مانند«عندى عشرون درهما»و «إِنَّ