فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٨٣ - اسْطُرْلاب
اسرارهم فمن اعرض عنها ادبا او تورع عنها ظرفا فذلك الصادق فى ورعه و الحكيم فى ادبه»(طبقات ص ٣٥٣).
حظ نفس خود در باقى كن و مراد خود فداى مراد ازلى كن.
تو بندۀ و بنده را مراد نيست،و حظ خود ديدن سيرت جوانمردان نيست، و از خود باز رستن جز كار صديقان نيست:تا با تو توئى تو را بخود ره ندهند، چون بىتو شدى ز ديده بيرون ننهند.(از عده ج ٥ ص ٥١٦)
أَسْرار
-(اصطلاح عرفانى)مقام فناء سالك است در حق و در موقع وصول تام بسوى او بحكم«لى مع اللّه وقت»(كشاف ص ٦٥٥).
اسْرار طَرِيقَت
-(اين اصطلاح عرفانى است)و عبارت از احوال حقيقت است زيرا طريقت مقدمۀ حصول حقيقت است و چنانكه طريقت سر شريعت است حقيقت سر طريقت است و طريقت - بىشريعت وسوسه است و حقيقت بىطريقت زندقه و الحاد است.
(از كشاف ص ٦٥٥)
اسْراف
-(اصطلاح اخلاقى)اسراف يعنى زيادهروى.و اصطلاح اخلاقى است و آن چنان بود كه در اموال وجوه بد مانند شهوات و لذات صرف شود و يا زياده از حد واجب در وجه واجب خرج شود.
(اخلاق ناصرى ص ١٧٤) و نزد فقهاء عبارت از زيادهروى در كارهاست و زيادهروى در هر امرى را گويند و آن حرام است،چنانكه فرمود «إِنَّهُ لاٰ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ» .
و بر ذوق جوانمردان،اسراف آنست كه حظ نفس در آنست و گر چه حبه بود يا ذره.
و بموسى خطاب آمد:خواهى كه همه آن رود كه مراد تو بود و...
اسرافِيْل
-(از اصطلاحات علوم غريبه است.)اين كلمه نام يكى از فرشتگان خداست و در قرآن هم نام آن برده شده است و فرشتۀ احياء است چنانكه عزرائيل فرشته موت و اماتت است،از اسرائيليات است و در اصطلاح اصحاب طلسمات و اوراد و ادعيه رمزى از طلسمى خاص بود كه نمايندۀ آن طلسم مربع بود و روز او روز ٥ شنبه است و آن از لحاظ طبع حار و رطب است.
(از شمس المعارف الكبرى ص ٣٣)
اسْرارِ مَكْنُون
-(اين اصطلاح ذوقى است).منظور اسرار الهى است كه در نهاد موجودات نهاده شده است و فيوضات حق است در روحانيات كه بر حسب اقتضاى زمان آشكار گردد و از كمون به بروز آيد و رموزى است كه بجز اهل اللّه بدان دست نيابند.
(از رسائل اخوان رساله هيولى و صورت ص ٧)
اسْطُرْلاب
-(از اصطلاحات علوم غريبه است)و آن آلتى بود كه دوائر كره را بدان مقياس نمايند و آن را در علوم غريبه و تفال و ادعيه زياد بكار دارند