فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٢٢ - اصُولِ دين
ميكرد.
پارۀ گويند منشأ بتپرستى را در اعراب بايد در ملل هند و يونان جستجو كرد.صابئيان نيز در بناى بتپرستى ملل مختلف اثرى تام داشتهاند آنان ستارههاى- نورانى را پرستش ميكردند و بهر حال در هر ملتى اين موضوع بنحوى خودنمائى كرده است بعضى جنبه وساطت بين بنده و خدا بدانها دادهاند و پارۀ بطور مستقل آنها را مؤثر در وجود ميدانستند و هيچ ملتى از نوعى از - بتپرستى عارى نبوده است اساس كار مذهب يهود بر توحيد و سپس مذهب اسلام بر توحيد كامل گذاشته شد.ابو ريحان شرح مفصلى در اين باب آورده و گويد:بديهى است كه طبيعت عامى مردم متوجه به محسوسات است و از معقولات دورى ميجويد و از همين جهت است كه بسيارى از ملل در مسائل معقوله متوسل به تصويرات و مجسمهها شدهاند و حتى يهوديان نيز متوسل به هياكل و تصويرات گرديدهاند و در درجۀ بعد نصارى و بعد منانيه.
وى گويد حتى در بين مسلمانان هر گاه حضرت رسول را بصورت تصويرى بنمايند و يا كعبه و مراكز مقدسه را مصور كنند از ديدن آنها خوشحالى خاص در آنها حاصل ميشود و آن را بوسيده ستايش مينمايند و اين خود يك عامل اساسى است در اينكه اسامى انبياء بزرگ را در مكانهاى مختلف مكه مىبينيم كه هر جائى را مقامى از پيامبران و مقدسان ميدانند مانند مقام ابراهيم و ملائكه و...
و بالاخره گويد روايات و اخبار در باب بتپرستى از قديم الايام زياد است هم در يهود و هم در ملل ديگر مثلا در رم بتپرستى اساسى استوار داشته است براى آفتاب چهار مجسمه قرار داده بودند بر چهار اسب يكى براى زمين،يكى براى هوا يكى براى نار و يكى براى آب كه هنوز هم اين چهار مجسمه در روم وجود دارد، سپس بطور تفصيل بتپرستى و بتهاى هندى را شرح داده است.
و نام بتهائى مانند بتهاى سومنات و بت كشمير و هياكل آنها را ذكر كرده است.(رجوع شود به تحقيق ما للهند ص ٨٨،٩٥)
اصُولِ احاديث
-(اصطلاح درايه) در علم درايه،اصول احاديث عبارتند از خبر صحيح،حسن،موثق و ضعيف»(از معالم ص ٢١٦)
اصُولِ اعْتِقاد
-در مقابل اصول فقه و فروع دين است.
اصُولُ اْلاَعْلَوْن
-(اصطلاح اشراقى) مراد صور مفارق در علم حق تعالى است رجوع بمثل نوريه و(اسفار ج ١ ص ١٦١) شود.
اصُول افاعيل
-(اصطلاح ادبى)در عروض عبارت از اجزاء و اوزان عروضى است.
اصُولِ دين
-(اين اصطلاح كلامى است)و منظور اصول دين اسلام است.
در هر شريعتى اصولى هست و فروعى منظور از اصول پايههاى اساسى دين است كه نخست بايد بدانها پاى بند بود و سپس