فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٥١٢ - تَرْكيبِ اتِّحادى
صبحدم هر روز با كرباس و تيغ
پيش تيغ او به زنهار آمده است
عراقى گويد:
ترك من اى من غلام روى تو
جمله تركان جهان هندوى تو
منوچهرى گويد:
اى ترك من امروز نگوئى بكجائى
تا كس نفرستيم و نخواهيم نيايى
آن كس كه نيامد بر ما زودتر آمد
تو ديرتر آيى بر ما زانكه نيايى
و بمعنى جذبۀ الهى است كه سبب كشش و كوشش ميگردد و موجب رفع دوئيت و جدائى و ايقاظ از خواب غفلت گردد.
شاعر گويد:
چونكه كردند آشتى شادى و درد
مطربان را ترك ما بيدار كرد
تُرْكْتازىّ
-(عرفانى)كنايت از از بيوفائى و جفاى معشوق است نسبت به عاشق پاكباز.
تَرْكِ وَطَن
-(اصطلاح عرفانى)كسى را گويند ترك وطن كرده است كه آنچه مألوف دل بندگان و سلاك است ترك كند.
تَرَكَه
-(اصطلاح فقهى)بفتح تا و راء يعنى چيزى كه باقى گذارده شود از مال و منال و در اصطلاح فقهاء عبارت از مالى باشد كه حق غير بدان تعلق نداشته باشد و باقى مانده و صاحبش مرده باشد كه بوارث مىرسد(از شرح لمعه ج ٢ ص ٣٧ كشاف ج ١ ص ١٨٦)رجوع بارث شود.
تَرْكيب
-(اصطلاح فلسفى)تركيب و التيام بهم آمدن و مركب شدن است و بمعناى پيوستن آمده است در مقابل تحليل كه بمعناى گسستن و تجزيه كردن است و از نظر اهل معقول هر موجودى كه از لحاظ ماهوى از چند جزء تشكيل شده باشد اعم از اجزاء عقلى يا خارجى مركب مينامند و بعبارت ديگر تركيب عبارت از پيوستن چند امر است بيكديگر و آن بر چند قسم و نوع است.
در كشاف است كه تركيب مرادف با تأليف است و آن قرار دادن اشياء متعدد است بنحوى كه اطلاق يك اسم بر آنها شود و مركب مجموع اشياء متعدد است.
(رجوع شود به كشاف ص ٥٣٤ و مصنفات بابا افضل ج ١ رساله ٣ ص ٩ و رجوع شود به زاد المسافرين ص ١٨١).
ابن رشد گويد:«التركيب هو مثل التحريك اعنى صفة انفعالية زائدة على ذات الأشياء التى قبلت التركيب».
(تهافت التهافت ص ٣٣١)
تَرْكيبِ اتِّحادى
-(اصطلاح فلسفى) تركيب اتحادى نوع تركيبى است كه اجزاء تركيبكنندۀ آن هر يك بطور جداگانه وجود مستقلى نداشته باشند و بعبارت ديگر ميان دو يا چند امرى است كه در تقرر وجودى متحد باشند و همه موجود بوجود واحد باشند مانند نوع كه مركب از جنس و فصل است بنحو تركيب اتحادى و تركيب جسم از ماده و صورت و بنا بر اين تركيب اتحادى اعم است از تركيب تحليلى عقلى يا خارجى.
بعضى گويند تركيب اتحادى مخصوص بمركبات عقلى است و تركيب جسم از ماده و صورت را از آن جهت تركيب اتحادى ميدانند كه در عقل منحل به دو جزء جنس و فصل و صورت و ماده ميشوند نه در خارج و تركيب اشياء از