فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٥٤٤ - تَعْريفِ لَفْظى
موجب تعزير است و بالجمله استعمال لفظ ميباشد در ما وضع له با اشاره بغير ما وضع له كه مفاد از سياق كلام است مانند «وَ مٰا لِيَ لاٰ أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي» يعنى ما لكم و يا «لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ» يعنى عمل ديگران كه شرك ميورزند چون پيغمبر مشرك نبوده و نمىشد.و گاه براى آن آرند كه طرف متنبه شود يا غضبناك نشود بموجب آنكه:خوشتر آن باشد كه راز دلبران گفته آيد در حديث ديگران(از مختصر المعانى ص ٦١-شرح لمعه ج ٢ ص ٢٩٩-كشاف ج ٢ ص ٩٨٩).
در ابدع البدائع آرد:تعريض آنست كه متكلم اداى مقصود را بكلامى كند كه دلالت آن بر مراد نه از بابت حقيقت باشد و نه مجاز بلكه ادراك معنى از جوانب و اطراف آن لفظ شود.
سعدى نگويمت چو زبانآوران رنگآميز
كه ابر مشك فشانى و بحر گوهرزاى
نكاهد آنچه نوشت است عمر و نفزايد
پس اين چه فايده گفتن كه تا بحشر بپاى
* عمرت دراز باد نگويم زيرا
كه اهل حق نه پسندند با طلبى
(از ابدع ص ١٥٩)
تَعْريف
-(اصطلاح ادبى و منطقى) تعريف نزد اهل عربيت عبارت از قرار دادن ذات باشد مشار اليه باشارۀ وضعيه و مقابل تنكير است(رجوع شود بمعرفه و نكره و فرهنگ علوم عقلى تأليف نگارنده براى وقوف بر معانى منطقى آن).
و نزد منطقيان بمعناى شناسانيدن امور مجهوله است بواسطۀ امورى كه معلوم و بديهى باشند و بنا بر اين معرف مجموعۀ امور بديهى و معلوم(تصورات بديهى) است كه براى وصول بامور مجهولۀ تصورى بكار آيد و در محل خود بيان شده است كه معرف بايد مساوى با معرف باشد و تفاوت معرف با معرف با جمال و تفصيل است و تعريف بامور مجهوله جائز نيست و از اين جهت است كه گفتهاند معرف بايد از معرف اجلى باشد و تعريف با خفى جايز نيست.
(از دستور ج ١ ص ٣١٥).
تَعْريفِ لَفْظى
-(اصطلاح منطقى) تعريف لفظى عبارت از شناسانيدن معنى لفظ است در مقابل تعريف غير لفظى و معنوى كه شناسانيدن حقايق و حقيقت شىء است و بعبارت ديگر در تعريف لفظى لغتى را بلغت ديگر كه معروف نزد مخاطب باشد ترجمه ميكنند در صورتى كه در تعريف غير لفظى حقيقت و ماهيت و ذاتيات شىء را بيان ميكنند قسم اول مفاد«ما»شارحه است و نوع دوم مفاد«ما»حقيقيه است.
و در محل خود بيايد كه هر گاه معرف بيان تمام ذاتيات مخصوص شىء را كند و مركب از جنس و فصل قريب باشد تعريف بحد تام خواهد بود و هر گاه مركب از جنس بعيد و فصل باشد تعريف بحد ناقص است و هر گاه مركب از ذاتيات و عرضيات و يا عرضيات بتنهايى باشد تعريف برسم است.
(از دستور ج ١ ص ٣١٦) شيخ شهاب الدين سهروردى در باب تعريفات بيانى دقيق دارد،وى گويد:
هر گاه چيزى براى آن كس كه بدان دانا نيست شناسانده و تعريف شود ناچار بايد