فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٤٣١ - بَصيرَة
بِشَرْطِ شَىء-بِشَرْطِ لاَ
-رجوع به لا بشرط شود.
بَشَارَت
-(اصطلاح عرفانى)بشارت بوصل حبيب الى الحبيب است.
و آن بر دو قسم است يكى بواسطۀ ملك در آخر عهد دنيا كه بنده روى بآخرت نهد بشارت دهد «أَلاّٰ تَخٰافُوا وَ لاٰ- تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ» .
و ديگر بواسطۀ قول ملك در انجمن قيامت بوقت محاسبت «يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ» يكى بشارت بود به نعمت جنت،يكى بشارت بود بدوام مشاهدت را ز ولى نعمت.(عده ج ٤ ص ١٠٨).
حافظ گويد:
مرحبا اى پيك مشتاقان بده پيغام دوست
تا كنم جان از سر رغبت فداى نام دوست
واله و شيداست دائم همچو بلبل در قفس
طوطى طبعم ز عشق شكر و بادام دوست
يٰا مَرْيَمُ إِنَّ اللّٰهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ.
أَنَّ اللّٰهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيىٰ مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللّٰهِ وَ سَيِّداً وَ حَصُوراً
بَشْرِيَّه
-(از اصطلاحات كلامى است)فرقۀ بشريه در عقايد كلامى پيرو بشر بن معتمرند.
در پارۀ از امور با اهل سنت موافقاند و با قدريه مخالف و بعكس.
قدريه وى را تكفير كردهاند چون قائل به قضا و قدر نبود.
و اهل سنت هم وى را تكفير كردهاند چون در همه آراء با آنان موافق نبود گويند بشر بن معتمر افضل علماء معتزله بوده است.
او گويد:ارادۀ خدا هم فعلى از افعال او است.وى گويد هر گاه كسى پس از توبت از گناهى مجددا ارتكاب كند توبتش قبول نيفتد و عقوبت بيند.
(از ملل و نحل ص ٢٨)
بَصَر
-(اصطلاح فلسفى)قوت باصره قوتى است مترتب در ملتقاى دو عصب مجوف كه محل ابصار است يعنى واسطه در ابصار است و بوسيله آن ابصار حاصل ميشود«و البصر قوة مترتبة فى العصبة المجوفة مدركة لما تقابل العين بتوسط جرم شفاف لا بخروج شعاع تلاقى المبصرات» (ش ص ٤٥٤-دستور ج ١ ص ٢٥٠-اسفار ج ٤ ص ٤٣،٤٥)
بَصيرَة
-(اصطلاح عرفانى)بصير بودن حق تعالى عبارت از تجلى او و تعلق اوست بر حقايق بر طريق شهود.
جرجانى گويد:بصيرة عبارت از قوۀ قلبى است كه بنور قدس روشن باشد و با آن قوت شخص حقايق و بواطن اشياء را دريابد و ببيند.همان طور كه نفس بوسيله چشم صور و ظواهر اشيا را بيند،حكماء قوت بصيرت را«عاقلۀ نظريه» و قوت قدسيه مينامند.
بعبارت ديگر:قوتى است در دل منور بنور قدسى كه حقايق و بواطن اشياء بدو ديده شود بمثابۀ بصر كه بمعاونت نور شمس يا قمر يا نيران مشتعل،صور و ظواهر اشياء بيند،چون منور گردد بنور قدسى و هدايت حق، حجب وهم و خيال از ديدۀ او مرتفع