فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٣٥ - إِبْصار
إِبراهِيْمِيّه
-(اصطلاح كلامى است).فرقۀ از متكلمانند و منسوب به ابراهيم بن ابو يحيى الاسلمى است كه از جملۀ راويان احاديث است لكن او را مردى راستگو نمىدانند.
(از مختصر الفرق بين الفرق ص ١٣٨)
أَبْرُوْ
-(اصطلاح عرفانى)صفات از آن رو كه حاجب ذاتست معبر بابرو ميگردد و عالم وجود از آن جمال گيرد.
فروغى گويد:
فتاده تا نظرم بر كمان ابروى تو
چه ديدهها كه زهر گوشه در كمين منست
* تا درآيد ز كمين ترك كمان ابروى من
سينۀ نيست كه آماجگه تيرش نيست
چشم و ابروى كسى خون ترا ريخت بخاك
كه سر تاجوران قابل شمشيرش نيست
* ز ابرو و غمزه هر دو جهان صيد كردهام
منگر بدان كه تير و كمانم پديد نيست
وحشى گويد:
چنان محراب ابرو وانمودش
كه دل ميخواست آوردن سجودش
عراقى گويد:
بتم از غمزۀ ابرو همه تير و كمان سازد
بغمزه خون دل ريزد بابرو كار جان سازد
چو در دام سر زلفش همه عالم گرفتارست
چرا مژگان كند ناوك چرا ابرو كمان سازد
حافظ گويد:
خدا چو صورت ابروى دلگشاى تو بست
گشاد كار من اندر كرشمههاى تو بست
مرا و مرغ چمن را ز دل ربود آرام
زمانه تا قصب نرگس قباى تو بست
إِبْرَة الْعَقْرَب
-(اصطلاح نجومى است).و عبارت از همان شوكة العقرب بود رجوع شود به شوله و صور ستارگان.
أَبْسَط مَوْجُودات
-مراد از ابسط موجودات عقل اولست كه نظر بموجودات ديگر غير از ذات احديت بسيطتر است و در حقيقت ابسط مخلوقات است.
كه گفتهاند:النفس و ما فوقها انيات صرفة و وجودات بحتة(رجوع شود بفرهنگ عقلى تاليف نگارنده در كلمۀ عقل).
إِبْصار
-(اصطلاح فلسفى)بفتح جمع بصر و بكسر مصدر ابصر و به معنى ديدن است در چگونگى ابصار سه مذهب است ١-مذهب رياضيان كه گويند بواسطۀ خروج شعاع از چشم بشكلى مخروطى است كه سر آن در مركز بصر و قاعدۀ آن بر سطح مرئى قرار دارد حاصل ميشود.
٢-مذهب اكثر حكما كه گويند ابصار بواسطۀ انطباع و انتقاش صورتى از مرئى در بصر حاصل ميشود و اين مذهب ارسطو و ابن سينا است.
٣-عدۀ ديگر گويند ابصار در اثر تكيف هواى شفاف ميان رائى و مرئى بكيفيت شعاعى در بصر حاصل ميشود.
(دستور ج ١ ص ١٩-٢٣) شيخ اشراق گويد:ابصار بواسطۀ اشراق حضورى نفس بر جسم مستنير حاصل ميشود بشرط مقابلت مستنير با