فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٩٨ - اشْباحِ جِسْمِيَّة
نص بدلالات سهگانه(تضمن،مطابقه، التزام)را گويند كه به نفس صيغه و عبارت ثابت شود مثل« لِلْفُقَرٰاءِ الْمُهٰاجِرِينَ تا آخر آيه»كه كلام سياقا دال بر بيان سهام غنيمت است براى فقراء و اشارتست كه ملك صاحبان قبلى آنها زائل شده است و مثل «وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ كِسْوَتُهُنَّ» كه سياقا براى اثبات نفقه است و اشارت است بآنكه بر آباء واجب است.
در بديع ايراد كلامى است قليل براى معانى زياد كه ايجاز قصر هم نامند.
رجوع شود به(دستور ج ١ ص ١٢٠- كشاف ج ١ ص ٨٢٥-الاحكام ص ٢٧) در نزد اهل اللّه عبارت از خبر دادن از مراد است بدون عبارت و الفاظ (تاريخ تصوف ص ٥٠٠).
ابن فارض گويد:
سأجلو اشارات عليك خفية
بها كعبارات لديك جلية
صاحب لمع گويد:اشارت چيزى است كه پنهان باشد بدون عبارت و الفاظ (لمع ص ٣٣٧)و مكشوف نباشد بواسطۀ عبارت يعنى نتوان آن را بواسطه لفظ و عبارت آشكار كرد از جهت دقت و لطافت معنى(لمع ٣٣٧).
جنيد گويد:
«كلام الانبياء انباء عن حضور و كلام الصديقين إشارات عن مشاهدات».
(طبقات ص ١٦٢) ابو على رودبارى گويد:«الاشارة، الابانة عما يتضمنه الوجد من المشار اليه لا غير و فى الحقيقة ان الاشارة تصحبها العلل و العلل بعيدة عن عين الحقائق».
در شرح كلمات بابا طاهر است كه مراد از اشارة،اشارة قلبيه است و گويد عبارات از عوام است و اشارت از خواص (شرح كلمات بابا)
اشارَۀ حِسّيَّه
-(اصطلاح فلسفى، ادبى)اشارۀ حسيه نزد اهل نظرگاه عبارت از امتداد خط موهومى است كه از مشيرى شروع و به نقطۀ از مشار اليه خاتمه يابد و گاه بمعنى امتداد سطح است كه منطبق كند خطى كه طرف آن است بر خط مشار- اليه و يا بر خطى از مشار اليه و گاه امتداد جسمى است كه منطبق كند سطحى كه طرف اوست بر سطح مشار اليه و يا نافذ در اقطار او شود بنحوى كه منطبق شود هر قطعۀ از او بر هر قطعۀ از جسم مشار اليه بنحو انطباق و همى.
(دستور ج ١ ص ١٢١ و رجوع شود باشاره)
اشْباح بَرْزَخِيّة
-رجوع باشباح جسميه شود.
اشْباحِ جِسْمِيَّة
-(اصطلاح اشراقى) اشباح جمع شبح است و بسكون باء«شبح» بمعنى امتداد و دو نيمه كردن و بفتح باء ظهور و مثال و پوست و قشر است.
خلاصه كلام افلاطون و استاد وى سقراط اين است كه هر موجودى مادى و كائنى فاسد را ربى است و مثالى است كه حافظ نوع آن ميباشد و انواع كلى و مثل اصلند و موجودات مادى نمونۀ از آنها ميباشند.
اين نظر و فرضيه پايه و اساس كار