فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٤٤٣ - بَيانِيَّه
را در آن شركت بود،و وى را براى قالب نيز بهشتى است و دوزخى و سعادتى و شقاوتى و مانعيم و لذات دلرا كه بيواسطۀ قالب باشد نام بهشت روحانى ميكنيم و رنج و الم و شقاوت وى را كه بىقالب بود آتش روحانى مىگوئيم.
از درون دل روزنى است بعالم ملكوت كه از آن روزن اين معانى آشكار شود...(كيمياى سعادت ص ٧٩).
بَهْشَمِيَّه
-(از اصطلاحات كلامى است)فرقه از فرق معتزلى است.پيرو ابو هاشم عبد السلام بن جبائى.
(از مختصر الفرق ص ١٢١)
بَهْمَنْچَه
-(از اصطلاحات گاهشناسى است)و آن بهمن روز است از بهمن ماه.
و بدين روز بهمن سپيد،بشير خالص پاك خورند.و گويند كه حفظ فزايد مردم را و فرامشتى ببرد.و اما بخراسان مهمانى كنند بر ديگى كه اندرو از هر دانۀ خوردنى كنند و گوشت هر حيوانى و مرغى كه حلالاند و آنچ اندر آن وقت بدان بقعت يافته شود از تره و نبات.
(رجوع شود به التفهيم ص ٢٥٦)
بيابان غَفْلَت
-(اصطلاح عرفانى) وادى غفلت.مرتبت غفلت و خذلان.
بَيْتُ الْحَرام
-(اصطلاح عرفانى) كنايت از قلب انسان كامل است كه حرام است بر سواى محبوب،كه هر كه صاحب دلى چنين باشد،هم طلب و طالب است و هم مطلوب(اصطلاحات شاه نعمت اللّه ص ٨).نشست عاشق اندر بتكده واجب كند زيرا كه آه عاشقان از بتكده بيت الحرم سازد
بَيان
-(اصطلاح عرفانى)مأخوذ از قرآن مجيد است كه فرمودند: اَلرَّحْمٰنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسٰانَ عَلَّمَهُ الْبَيٰانَ .
اهل ذوق گويند منظور گويا شدن به كلمۀ توحيد است.
-در نزد ادباء بيان بمعنى فصاحت است يقال«فلان ذو بيان»و عبارت از منطق فصيح است و كشف و توضيح باشد و اثبات بدليل باشد و در اصول بمعناى كشف و توضيح باشد و اثبات بدليل باشد بطور مطلق و بمعناى كشف و توضيح از حكم مجمل باشد و آن بر پنج قسم است.بيان تقرير،بيان تفسير، بيان تغيير،بيان تبديل،بيان ضرورت، شرط و صفت».اصوليان گويند تأخير تبديل نسخ است و تغيير«استثناء و بيان از وقت حاجت قبيح است باين معنى كه شارع و يا حاكم ديگرى اگر كلامى گفت كه داراى معنائى مبهم بود يا مجمل بود و موقع عمل بآن رسيد اگر توضيحى يا تبديل و تفسير و تغييرى لازم باشد يا رفع ابهامى را ايجاب كند بايد قبل از وقت عمل انجام شود و الا بعد از آنكه عامل بدان عمل كرد مأخوذ نخواهد بود زيرا تكليف محال محال است پس لازم است هر مجملى قبل از وقت عمل بيان شود(از تلويح ص ٤٥٥-كشاف ج ١ ص ١٦٩-١٧٠).
بَيانِيَّه
-(از اصطلاحات كلامى است)فرقۀ بود از فرق اسلامى.اين فرقه