فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٥١٧ - تَسْليم
و عرفانى)تسليم شدن و در اختيار كسى قرار گرفتن و در فقه سلامهاى سهگانه نماز را گويند كه عبارتند از:
«السلام عليك ايها النبي و رحمة الله و بركاته-السلام علينا و على عباد الله الصالحين السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»(از شرح لمعه ج ١ ص ٦٩،٨٤).
و در منطق آن باشد كه امر محالى را منفى يا مشروط بحرف امتناع نمايند، مانند «مَا اتَّخَذَ اللّٰهُ مِنْ وَلَدٍ وَ مٰا كٰانَ مَعَهُ مِنْ إِلٰهٍ إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلٰهٍ بِمٰا خَلَقَ وَ لَعَلاٰ بَعْضُهُمْ عَلىٰ بَعْضٍ» (از كشاف ج ١ ص ٧٦٩) در بديع آنست كه متكلم امرى منفى را فرض تسليم وجود آن نموده آنگاه بدليل،نفى صحت يا نفى فائده آن كند چنانكه قانون مناظره است قال الله تعالى «مَا اتَّخَذَ اللّٰهُ مِنْ وَلَدٍ وَ مٰا كٰانَ مَعَهُ مِنْ إِلٰهٍ إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلٰهٍ بِمٰا خَلَقَ وَ لَعَلاٰ بَعْضُهُمْ عَلىٰ بَعْضٍ» مثال فارسى گرفتمت كه رسيدى بآنچه ميطلبى
گرفتمت كه شدى آن چنان كه ميپائى
نه هر چه يافت كمال از پيش بود نقصان
نه هر چه داد ستد چرخ مينائى
(از ابدع ص ١٢٦).
در اخلاق مقام توكل و رضا است و اين مقام حاصل نمىشود مگر براى كسى كه مراتب و درجات تكامل را مرتبا پيموده و با على مرتبت يقين رسيده باشد و مرتبت رضا فوق مرتبت توكل است زيرا كه در توكل كارى را كه سالك بخدا ميسپارد مثل آنست كه او را وكيل كند و تعلق خاطر خود را بدان باقى ميدارد لكن در مقام تسليم سالك قطع تعلق ميكند.
(از مقدمۀ نفحات ص ١٢١).
و نيز از لحاظ اخلاقى تسليم آن بود كه بفعلى كه تعلق ببارى دارد يا بكسانى كه اعتراض بر ايشان جايز نبود رضا دهد و بخوشمنشي و تازه روئى آن را تلقى نمايد اگر چه او را ناخوش آيد.
و بهر حال بنزد عارفان تسليم عبارت از استقبال قضا و تسليم بمقدرات الهى است،مقام تسليم فوق مرتبت توكل و رضا است و اين مقام حاصل نمىشود مگر براى كسى كه مراتب و درجات تكامل را مرتبا پيموده باعلا مرتبۀ يقين رسيده باشد و مرتبت رضا فوق مرتبت توكل است زيرا در توكل كارى را كه سالك بخدا مىسپارد مثل آنست كه او را وكيل كند و تعلق خاطر خود را بدان باقى ميدارد و لكن در مقام تسليم،سالك قطع تعلق ميكند و بالاتر از رضاست زيرا در مقام رضا هر چه خدا مقرر فرمايد موافق طبع سالك است ولى درين مقام سالك را طبع نمىماند كه موافق يا مخالف باشد(از مقدمه نفحات ص ١٢١).و گفتهاند التسليم هو الثبوت عند نزول البلاء من غير تغير منه فى الظاهر و الباطن»(طبقات ص ٥٩) و باز گفتهاند«لا يجتمع التسليم و الدعوى بحال.»حقيقت تسليم سه قسم است، تسليم توحيد،تسليم تعظيم و تسليم اقسام.
تسليم توحيد آنست كه خداى را ناديده شناسى و نادر يافته پذيرى.و تسليم تعظيم آنست كه سعى خود را در هدايت حق بينى و جهد خود در معرفت وى بينى و نشان خود در فضل وى بينى.
و تسليم اقسام آنست كه بر وكيل حق