فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٨٧ - احْتِياج مُمْكِن بِعِلّت
كسى كه او را مرگ فرا رسيده و وفات بر او حاضر شده باشد«المحتضر من حضرته الوفاة»و بالجمله كس را گويند در حال احتضار است كه مشرف بر مرگ باشد از جهت حضور ملائكه يا موت يا حضور خويشان و اهل بيت مريض.
(از شرح لمعه ج ٢ ص ٢٩).
احْتِقار
-(اصطلاح اخلاقى)يعنى كوچك كردن و كوچك دانستن و نزديك باهانت است و فرق آن با اهانت آنست كه اهانت حاصل ميشود بقول يا فعل يا ترك آن دو و نه بمجرد اعتقاد و احتقار هم بواسطۀ امور مذكوره حاصل ميشود و هم بمجرد اعتقاد.(از دستور ج ١ ص ٤٧).
احتَكار
-در لغت احتباس شىء است از جهت ناياب بودنش و حكرة بضم حا و فتح را اسم آنست و شرعا خريد قوت مردم و حيوانات و نگهدارى و اخفاء آنهاست لكن در شرح لمعه است كه«و هو جمع الطعام و حبسه يتربص به الغلاء لا خلاف فى مرجوحيته و قد اختلف فى حرمته»و روايت حضرت صادق است كه فرمود
«انما الحكرة ان يشترى طعاما و ليس طعام فى المصر غيره فتحكره فان كان فى المصر طعام غيره فلا بأس...» و حضرت رسول فرمودند
«الحكرة فى ستة اقسام الحنطة و الشعير و التمر و الزيت و الزبيب و السمن» و در غلات اربعه خلافى نيست و بالجمله احتكار در غلات اربعه در فراوانى چهل روز و در غلا و نيستى و شدت سه روز است كه پس از آن صاحب طعام اگر حاضر بفروش نشد مجبورش كنند بفروشد و يا حاكم از طرف او بفروش ميرساند.(از كشاف ج ١ ص ٣٢٤ و مكاسب شيخ انصارى).
احْتِياج مُمْكِن بِعِلّت
-(اصطلاح فلسفى)با آنكه اين عبارت را نتوان يكى از مصطلحات فلسفى بحساب آورد و بلكه يكى از مسائل فلسفى و كلامى است و در زير عنوان كلمۀ ممكن توضيح داده خواهد شد لكن چون اهل نظر باين مسأله اهميت زيادى دادهاند ما نيز در زير اين عنوان خلاصه آراء آنها را شرح ميدهيم.
اين مسأله يكى از موارد مهم اختلاف ميان فلاسفه و متكلمان است منشأ اختلاف اين است كه احتياج ممكنات بعلت از جهت حدوث آنها است و يا از جهت امكان ذاتى كه دارند.
متكلمان وعدۀ از فلاسفه ميگويند علت احتياج ممكنات بعلت حدوث است.
محققان فلاسفه گويند علت احتياج بعلت در ممكنات امكان ذاتى آنها است زيرا حدوث در مرتبت بعد از احداث است و احداث و ايجاد بعد از امكان است.
و حدوث كه بمراتب بعد از امكان است نمىتواند علت احتياج ممكن بعلت باشد و بنا بر اين همان امكان ذاتى كه لا اقتضائى محض ميباشد سبب احتياج ممكنات بعلت است.
آخوند گويد:منشأ احتياج ممكنات بعلت،حدوث نمىتواند باشد زيرا حدوث از كيفيات حاصلۀ بعدى است و امكان هم علت احتياج نيست زيرا درست است كه امكان از حالات سابقۀ بر وجود است لكن وجود مقدم بر ماهيت است از باب تقدم فعل بر قوت و صورت بر ماده و مادام كه