فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٤١٩ - بُرْهانِ خاصُّ الْخاصّ
اين امر خود مستلزم متناهى بودن است.
(اسفار ج ٢ ص ٨)
بُرهانِ تَمانُعْ
-(اصطلاح فلسفى) برهان تمانع برهانى است كه متكلمان جهت اثبات توحيد اقامه كردهاند باين بيان كه هر گاه در جهان وجود دو خدا موجود باشد قهرا هر يك مانع كار ديگرى است و هر يك خلاف نظر ديگرى ميخواهد قدرت نمائى كند و خلاف او را اراده كند و در نتيجه هر يك مانع كار ديگرى ميشود و لازم آيد كه هيچ كارى انجام نشود و نظام جهان وجود برهم خورد.
اين برهان را متكلمان از آيات قرآن «لَوْ كٰانَ فِيهِمٰا آلِهَةٌ إِلاَّ اللّٰهُ لَفَسَدَتٰا» گرفتهاند.
(دستور ج ١ ص ٢٤٣)
بُرهانِ جَهات
-(اصطلاح فلسفى) برهان جهات و تحدد يكى از براهينى است كه جهت ابطال جزء لا يتجزى اقامه شده است و خلاصۀ بيان آن اين است كه هر يك از اجزاء مفروض ناچار در حيزى بوده و داراى اوضاعى خاص ميباشد و بعبارت ديگر داراى جهات و حدود و اوضاعى خواهد بود كه عبارت از فوق و تحت و يمين و يسار و غيره باشد و ناچار هر يك از اين جهات غير از جهت ديگر است و اين خود نوعى از تقسيم است.(اسفار ج ١ ص ١٠٣)
بُرهانِ حِيْثِيّات
-(اصطلاح فلسفى) برهان حيثيات يكى از براهين ابطال تسلسل است و بيان آن بدين ترتيب است كه هر يك از سلسلۀ علل و معلول را كه در نظر قرار دهيم محصور بين دو حاصر است باين معنى كه نسبت بما قبل خود معلول و بما بعد خود علت است و محصور است بين مرتبۀ قبل و بعد و در نتيجه متناهى است پس هر مرتبه و واحدى را كه از سلسله مورد لحاظ قرار دهيم همين حال را دارد يعنى محصور بين حاصرين است و چون«حكم الامثال فيما يجوز و- فيها لا يجوز»واحد است حكم يك مرتبه در تمام سلسله جارى است و در نتيجه تمام سلسله متناهى است و بعبارت ديگر مجموع آن سلسله از مراتبى تشكيل شده است كه هر يك محصور بين حاصرين و متناهىاند و بنا بر اين مجموع سلسله هم كه از امور متناهى تشكيل شده است متناهى است و هر مرتبهاي را كه مورد توجه قرار داريم داراى بدايت و نهايت است و متناهى است پس مجموع هم متناهى است.
(اسفار ج ١ ص ١٥٠)
بُرْهانِ حَقّ
-(اصطلاح عرفانى) قرآن و وجود حضرت رسول(ص).
خواجه عبد اللّه گويد:برهان حق جمال نبوت بود و نور علم و حكمت كه در دلهاى وى نهاد(عده ج ٥ ص ٥٨).
بُرْهانِ خاصُّ الْخاصّ
-(اصطلاح فلسفى)اين برهان را جهت اثبات وجود هيولى اقامه كردهاند بدين بيان كه گويند مبدأ تمام موجودات يك موجود حقيقى است كه واحد است و در آن شأنيت كثرت و تعدد نيست و از جملۀ موجودات ممكنه كه ناشى