فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٣٣٤ - اوْزانِ مَصْدَر
برج يازدهم افتد از طالع گويند وترها مايلند.(ص ٢٠٧) رجوع به بيوت و طالع شود.
اوْتادِ ارْبَعَه
-(اصطلاح نجومى و هيوى)مراد طالع و غارب وتدى تحت- الارض و وتدى وسط سماء است و يا طالع،غارب،رابع و عاشر است.
(اخوان ج ٣ ص ١١٢ و ٣٠٥)
اوْتادِ قائِمَه
-اين اصطلاح نجومى است.رجوع باوتاد شود.
اوْج
-اين اصطلاح هيوى است مدارى كه بر حسب هيئت جديد،زمين بدور آفتاب حركت كند و يا بر حسب هيت قديم،آفتاب بدور زمين حركت كند خطى است منحنى مانند تخم مرغ،يا كمى درازتر كه آن را مدار بيضى نامند.پس زمين هميشه در مدارش يكنواخت و يكسان نيست و متساوى البعد از خورشيد نمىباشد و بلكه در فصول و ايام مختلف متفاوت شود.نقطۀ كه زمين در آن نقطه نزديكتر بود بآفتاب حضيض خوانند و نقطۀ دورترين را اوج نامند.
و دو نقطۀ متقابل از اين مدار بيضى كه قهرا با خط استواء تقاطع كنند.اعتدالين گويند.
(از رياضى المنجمين ص ٣٥) اوج شمس بجوزا و اوج زحل بقوس و مشترى به سنبله و مريخ به اسد و زهره نيز به جوزاء و عطارد بميزان بود.
و بالجمله بطور مطلق اوج دورترين نقطۀ مسير ماه را از زمين گويند و دور- ترين مقابل را حضيض و لكن هر كوكبى اوج و حضيض خاصى دارد.
اوْداجِ ارْبَعَه
-اين اصطلاح فقهى است و مراد چهار رك خاصى است كه در ذبيحه بايد قطع شود تا مذبوح حلال شود و آن چهار رگ را اوداج اربعه گويند كه مرى،ناى و دو رگ بزرگ دو طرف حلقوم ميباشد(از كشاف ج ١ ص ٥٦٢).
اوْدِيَه
-(اصطلاح عرفانى)قسم اوديه كه يكى از مقامات است ده باب دارد كه فهرست شد رجوع شود بابواب و(مصباح الانس ص ٣٠،٦٩).
و رجوع شود به وادى.
اوْزانِ مَصْدَر
-(اصطلاح ادبى)در زبان عرب افعال ثلاثى مزيد و رباعى مجرد و مزيد را مصادر معين و معلوم و مطابق قاعده و قياس است و اوزان مخصوصى است كه در سيزده باب جمع شده است لكن مصادر ثلاثى مجرد را قواعد و قياسى نيست و منوط به سماع است و چند وزنى براى آنها در كتب نحوى و صرفى شمردهاند لكن آنها هم كليت ندارند از جمله مصدر فعل متعدى ثلاثى مجرد بطور مطلق وزن فعل[بفتح فاء و سكون عين]است مانند «ضرب ضربا-فهم فهما ورد،ردا»و از فعل[مفتوح الفاء و مكسور العين]لازم، فعل[بفتح فاء و عين]آيد اعم از صحيح و معتل و مضاعف مانند«فرح فرحا،جوى جويا و شل شلا»و از فعل[مفتوح العين]