فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٠١ - اشْتِراك
دانند زيرا به فهم معانى لطمه وارد آيد و برخى ديگر جايز دانند و واقع و گويند چون واضعان الفاظ براى معانى،متعدد بودهاند ممكن است لفظى را شخصى براى معنائى و شخص ديگر براى معناى ديگر وضع كرده باشد.
و در قرآن هم اشتراك الفاظ آمده است و تشبيهات مشتركاتند و در اخبار و روايات نيز آمده است و حتى در معانى متعدد هم ممكن است حقيقت باشند.
اشتراك بين دو معنى اگر بنوع باشد مماثلت و اگر بجنس باشد مجانست و اگر در كيف باشد مشابهت و اگر در كم باشد موازنت و اگر در شكل باشد مشاكلت نامند.(از كشاف ج ١ ص ٨٥٤-قوانين ص ٢٤-معالم ٣٢-كفايه ص ٥٢-نفائس ص ١٧-موافقات ص ٣٦) حاصل اينكه اشتراك در منطق اين است كه دو يا چند امر در مفهوم و معنى و يا در جهتى ديگر مشترك باشند چنانكه گوئيم انسان و ساير حيوانات در حيوانيت مشتركاند و يا انسان و حيوان و نبات در ناميت مشتركند.
اشتراك بر دو نوع است يا لفظى است كه دو يا چند امر در لفظ و نام با يكديگر مشترك باشند مانند چشمه و چشم كه در لفظ كه كلمه«عين»باشد با يكديگر مشتركاند و مشترك معنوى آنست كه چند معنى تحت عنوان مفهوم و معنى كلى باشد مانند چند فرد انسانى كه همه مشمول مفهوم انسانند.
(دستور ج ١ ص ١١٨-تفسير ص ٨٠٢) در تحت عنوان كلمۀ وجود بيان خواهد شد كه يكى از مسائل مهم فلسفى كه مورد اختلاف فلاسفه است مسأله وجود است اختلاف بر اين مبنى است كه آيا وجود متحقق در خارج است يا نه.
توضيح آنكه وجود«هست»مقابل عدم«نيست»است و اين مفهوم هست و هستى بر تمام موجودات متقررۀ در خارج صادق است يعنى تمام اشياء خارجى كه تكون و تقرر يافتهاند بر آنها هست و موجود اطلاق ميشود و اين يك معنى رابطى و مفهوم اعتبارى است و مورد اختلاف همين است كه آيا اين مفهوم اعتبارى را مصداق متقرر خارجى هست كه وجود خارجى عينى باشد يا آنكه در خارج آنچه متقرر است ماهيت است و چيزى بنام وجود در خارج نيست.
البته در محل خود توضيح داده ميشود كه در خارج و عالم عين يك چيز زيادتر نيست يعنى هر موجودى در خارج يك چيز است نه دو چيز و اختلاف در اين است كه آن يك چيز آيا وجود است يا ماهيت و بر فرض كه وجود است آيا اختلاف وجودات متخالفه به چيست«و ما به الاختلاف و ما به الاشتراك» آنها چيست و اطلاق مفهوم وجود بر آنها از چه باب است و آن وجود خارجى متقرر متحقق چه وضعى دارد آيا يك وجود است ذو مراتب و يا وجودات متخالفهاند و مصاديق متعددۀ متخالفۀ الهويات بذات خود و همه افراد وجودند يعنى صدق مفهوم وجود بر آنها از باب صدق نوع است بر افراد و يا اصولا مصداق يكى است ذو مراتب و آن مراتب همان حدود اشياء است كه ماهيات ناميده ميشوند آراء و عقايد و