فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٣١٥ - انْس
خداوندان بالا چون با بلا انس گيرند بلا آنها را غذا گردد و نعمت بر آنها بلا گردد.
«طوبى لمن استوحش من الناس و انس بربه و بكى على خطيئته»(طبقات ص ١٤).
ابراهيم مارستانى گويد:انس فرح دل است به محبوب خود زيرا چون تساوى باشد انس حاصل شود«الانس باللّه من صفاء القلب»(طبقات ص ١٩).
شاعر گويد:
جز روى تو زلفين ترا مجلس نيست
كس جز تو درين جهان ترا مونس نيست
شبلى گويد:انس تو عبارت از وحشت تست از خود و انس با حق،و بالاترين مقام انس آن بود كه صاحب آن را در آتش اندازند و او محبوب خود را فراموش نكند و از خود غايب باشد چنانكه خليل الرحمن در آتش نمروديان خود را فراموش كرد و همواره بياد محبوب خود بود(شرح تعرف ج ٣ ص ١٦٣- رسائل خواجه عبد اللّه ص ١٢٢،٢٢٢).
بعضى گويند انس عبارت از اين است كه باذكار انس گيرد و غير حق را نهبيند،با دوست چنان انس افتد كه غير دوست را فراموش كند چنانكه حضرت رسول فرمودند
«اشد الناس بلاء الانبياء ثم الامثل فالامثل» و باز فرمودند:
«آنستنى بالوداد و قد اوحشتنى من جميع ذا البشر» و حضرت يعقوب فرمودند «يٰا أَسَفىٰ عَلىٰ يُوسُفَ» .
پير طريقت گفت:اى گشايندۀ زبانهاى مناجاتگويان و انس افزاى خلوتهاى ذاكران و حاضر نفسهاى راز- داران،جز از ياد كرد تو ما را همراه نيست و جز از يادداشت تو ما را زاد نيست و جز از تو بتو دليل و رهنمائى نيست،خدايا نظر كن در حاجت كسى كش جز از تو حاجت نيست(عده ج ٥ ص ٥٨٧).
«ادنى منازل الانس آن تلقى فى النار فلا تغيب همه عن مأموله»(طبقات ص ٧٣) ابو القاسم قشيرى گويد:و حق انس،صحو بحق است و هر مستأنسى صاحى است(رساله قشيريه ص ٣٢).
هجويرى گويد:انس و هيبت دو حالتاند از احوال سالكين و آن آنست كه چون حق تعالى بدل بنده تجلى كند بشاهد جلال نصيب وى اندر آن هيبت بود و باز چون بدل بنده تجلى كند بشاهد جمال نصيب وى اندر آن انس باشد،تا اهل هيبت از جلالش بر تعب باشند و اهل انس از جمالش بر طرب،فرق است ميان دلى كه از جلالش اندر آتش دوستى سوزان بود و آن دلى كه از جمالش در نور مشاهده فروزان،و گروهى گويند هيبت درجه عارفان است و انس درجه مريدان.
منازل انس كى لم اكن اذكرها.
بمن بعدها و القرب نارى و جنتى؟ و گروهى گويند هيبت قرينۀ عذاب و فراق و عقوبت بود و انس نتيجۀ وصل و رحمت باشد تا دوستان از هيبت محفوظ باشند و با انس قرين«اللّه مونس كل وحيد» سلطان هيبت با نفس باشد و از هواى آن و فنا گردانيدن بشريت،و سلطان انس با سر بود و پروردن معرفت،