فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٣٦٦ - ايمان
است از وراء حجاب و يقين نورى است در مقام كشف حجاب.
(دستور ج ٣ ص ٤٨٣) عطار گويد:
نور ايمان از بياض روى اوست
ظلمت كفر از سر يك موى اوست
مغربى گويد:
آنچه كفر است بر خلق بر ما دين است
تلخ و شيرين همه عالم بر ما شيرين است
مولوى گويد:
آنكه ايمان يافت رفت اندر امان
كفرهاى باقيان شد در گمان
اهل حديث گويند:ايمان داراى مراتب شدت و ضعف است و قابل زيادت و كم است از جهت شدت و ضعف و نقصان و كمال عمل و بالاترين ايمانها آن انبياء عظام است به آنچه بر آنها نازل شده است «آمَنَ الرَّسُولُ بِمٰا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّٰهِ وَ مَلاٰئِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ» و آنها را مقامات و درجاتى است متفاوت و صفوف ايشان مختلف.
جامى گويد:
انبيا برگزيدگان حقند
برده از كل ما خلق سبقند
بر سواى خود از بنى آدم
فضل دارند و بر ملائك هم
كاشانى گويد:ايمان درست آنست كه مؤمن در عقيده خود بدرجۀ يقين رسد و متفاوت است،طايفۀ در دنيا بعلم- اليقين بدانند و عدۀ بعين اليقين.
و گويد:ايمان اصل يقين بود و علم اليقين و عين اليقين و حق اليقين فروع آن و آن را درجاتى است،بعضى فوق بعضى (مصباح الهداية ص ٥٣).
و بالاترين مقام ايمان،آن اولياء است كه با اخلاص كامل بحق است.
سنائى گويد اى سنائى در ره ايمان قدم هشيار زن
در مسلمانى قدم با مرد دعوى دار زن
ور تو از اخلاص خواهى تا چو زر خالص شوى
ديدۀ اخلاص را چون طوق بر زنار زن
جنيد و سهل گويند،تصديق قابل زيادت باشد و لكن نقصان نپذيرد،نقصان در تصديق خروج از ايمان است،و كمترين شك در آن كفر است و زيادت آن از جهت زيادت يقين است،و اقرار بزبان قابل زيادت نباشد و لكن نقصانپذير باشد،و عمل به اركان هم قابل زيادت است و هم نقصان(شرح تعرف ج ٣ ص ٣٨).
و ايمان را هفتاد و اندى باب است كه بالاترين ابواب شهادة لا اللّه الا اللّه است و پستترين مقام و باب آن،ملامت نفس است.
ايمان بر دو قسم است يكى ايمان در ظاهر كه اقرار است و ديگرى ايمان به باطن و تصديق بقلب كه در قسم اول علاوه بر اعتقاد قلبى عمل هم لازم است.
بعضى از شيوخ گفتهاند كه:اركان ايمان چهار است ١-توحيد بىحد ٢- ذكر بىقطع ٣-حال بىنعت ٤-وجد بىوقت.
معنى حال بىنعت آن باشد كه آنچه