فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١١٩ - ادَب
بحق بىادبى باشد اندر صحبت با خود استعمال نكنى ابو عثمان گويد:«الادب سند الفقراء و زين الاغنياء»(طبقات ص ١٧٣).
سوم ادب در صحبت با خلق اندر سفر و حضر بحسن معاملت و حفظ سنت و اين هر سه نوع را از يكديگر جدا نتوان كرد.
ابو نصر سراج گويد:مردم در حفظ آداب سه طبقهاند يكى اهل دنيا كه ادب آنها در فصاحت و بلاغت و حفظ علوم و حكايات ملوك و اشعار عرب باشد.
دوم اهل دين كه ادب آنها در رياضت نفس و تأديب جوارح و حفظ حدود و ترك شهوات است.
سوم اهل خصوصيت كه ادب آنها در طهارت قلوب و مراعات اسرار و وفاء بعهد و حفظ اوقات و قلت التفات بخواطر و استواء سرو علانيت،و حسن ادب در مواقع طلب و اوقات حضور و مقامات است و اين مرتبت كاملانست.بعضى گويند «ادب المريد فى اربعة اشياء،التزام حرمات المشايخ و خدمة الاخوان و الخروج عن- الاسباب و حفظ آداب الشرع على نفسه» (طبقات ص ٣١٨).
بعضى گويند حضرت موسى در مقام سخن با حق چون در حال سكر و وجد بودند حدود ادب را آن طور كه مقتضاى مخاطبت با حق بود رعايت نكرده،سر رشته تميز را از دست داد و از حدود عبوديت تجاوز نمود و گفت «أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ» خطاب عزت دست رد بر روى طلب وى زد و فرمود لَنْ تَرٰانِي يا موسى و چنين تقاضائى از عبد در مقام عبوديت شايسته نمىبود (كشف المحجوب ص ٤٣٢-مصباح الهدايه ص ٢١٠).
كاشانى گويد:ادب را اقسامى است از اين قرار:
١-ادب اصغاى سمع با كلام الهى و حسن اوامر و نواهى او است چنانكه در قرآن مجيد است وَ إِذٰا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا...
٢-ادب سؤال و آن تحسين خطاب است چنانكه حضرت ابراهيم در محضر الهى گفتند «وَ مَنْ عَصٰانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» و نگفت«فاغفر»و حضرت عيسى گفت «إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبٰادُكَ وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ» و نگفت«لا تعذبهم»، و حضرت ايوب گفت «أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرّٰاحِمِينَ» ضو نگفت«ارحمنى» و اقسام ديگرى كه براى وقوف كامل بدانها رجوع شود بمتون عرفانى و(مصباح الهداية ص ٢٣٣،٣١٥)ادب از لحاظ موضوع نيز داراى اقسامى است مانند آداب نبوت و آداب مريد با شيخ و آداب شيخ با مريد كه بطور تفصيل در محل خود بيان شده است.
در رساله قشيريه است كه:حقيقت ادب اجتماع صفات خير است پس اديب كسى است كه جمع باشد درو خصال و صفات محموده.
ابو حفص گويد:حسن ادب در ظاهر ملاك حسن ادب در باطن است.
عبد اللّه مبارك گويد:ادب براى عارف مانند توبت است براى مستأنف.
و گفته شده است كه ادب محصول