تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٣ - تفسير ابيات
نخواهد گشت ، بلكه بدان جهت كه فرزندان طبيعت متنازع در راه بقاء ، اسير و گرفتار خود خواهى تعديل نشده زندگى خواهند كرد ، همواره در سطر اول شناسنامه شان اين مصرع جلال الدين را ثبت خواهند كرد .
عامهء مظلوم كش ظالم پرست
تفسير ابيات [ داد و فرياد مدعى گاو در فضاى شهر پيچيده ، حتى پيامبر الهى حضرت داود عليه السلام را متهم به ستمگرى در قضاوت مى كند . داود ، آن داور دادگر پس از شنيدن آن همه هياهو و داد خواهى ستمگرانهء مدعى گاو ] فرمود : زود باش ، اى معاند لجباز ، برو تمام اموالت را به فقير گاو كش تحويل بده ، و الا كارت دشوار و پرده را كنار مى زنم و ستمى را كه در حق اين بىنوا روا داشتهاى فاش مى سازم ، در نتيجه كارت دشوارتر مى گردد . مدعى گاو نعره ها كشيد و خاك بر سرش ريخت و رو به داود عليه السلام كرده گفت : مى سازم ، در نتيجه كارت دشوارتر مى گردد . شگفتا ، به ظلم كردنت افزودى خيلى داد و فرياد زد ، داود گفت : پيشتر بيا ، بيا نزديك من ، احمق عجول ، بد بختىات باعث شد كه تدريجا قيافهء ستمگرى خود را ابراز نمودى . در اين جا بيت مورد تفسير در نسخهء رمضانى چنين است :
ديدهاى آن گاه صدر و پيشگاه اى دريغ از تو خر خاشاك راه
مفسرين در توضيح بيت اختلاف نظر دارند . در پاورقى رمضانى : ديدهاى را به دو معنا صحيح مى دانند :
١ - آيا ممكن است بينايى در يك انسان وجود داشته و بزشتى كار خود متوجه باشد ، با اين حال خود را تبرئه كند و در جستجوى صدر و پيشگاه باشد ؟ ٢ - ديدهاى ، خطاب بر مدعى گاو است كه صدر و پيشگاه پدر فقير گاو كش را ديده و از ستم خود به پدر و همسر و اموال او مطلع بود .
در نسخهء انقروى و نيكلسون ، بجاى كلمهء ديدهاى . ريدهاى است ، بنا بر اين معناى بيت چنين مى شود كه تو با اين كه خود را با ستم و جور تنجيس كردهاى ، باز هواى صدر و پيشگاه در سر دارى ؟