تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٥ - آيا جلال الدين مولوى يك انسان شناس است ؟
دانشمند بايد وجود نظامى جهان شمول را كه از قوانين پيروى كند مسلم گيرد .
اما عمل راه ديگرى در پيش مى گيرد ، ما در هر لحظه ناگزير از اخذ تصميم هستيم و براى اين كار نمى توانيم بانتظار روزى بنشينيم كه داناى مطلق شده باشيم . چه ، در جريان زندگى هستيم و غالبا بايد به تقاضاها و ضرورتهاى معاش با تصميمى عاجل جواب دهيم ، مشى و روشى اختيار كنيم كه بارى اگر مدتى دراز در بارهء آن تامل نشده ، به يمن آن رابطه باطنى كه ما را با خدا متحد مى كند بدل وحى شده باشد . تنها اين مشى است كه مى تواند طمانينه و آرامش روحى را بما ارزانى دارد كه بايد آن را خير اعلاى خود به شماريم و اگر علاوه بر قدرت كامله و علم مطلق ، رحمت را هم از صفات خدا بدانيم آن شكسته دل جوياى دل دار ، با اطمينان بيشترى ، سعادت را ، در جوارش خواهد يافت . علوم دقيقه ابدا معارض چنين عرضه داشتنى نيستند . چه ، مسائل اخلاقى ، چنان كه گفتيم در حوزه صلاحيت اين علوم نيست در هيچ جا ميان دانش و مذهب ناسازگارى نمى بينيم بلكه در نكات اساسى همگرايى هم مشاهده مى كنيم آن چنان كه بسيارى از هم عصران ما مى پندارند يا بيم دارند ، مذهب و دانش نافى يكديگر نيستند بلكه مكمل يكديگرند . برجسته ترين دانشمندان مانند كپلر ، نيوتن ، لايب نيتز ، در عين حال مردانى عميقا مذهبى بودهاند در سپيده دم تمدن ما دانشمند و كشيش يكى بودند قديمترين علم عملى يعنى پزشكى را كشيشان بكار مى بستند و پژوهش علمى در قرون وسطى در حجره هاى راهبان شكوفان مى شد ، بعدها بر اثر فرايند گونه گون شدن فرهنگ به اقتضاى وظايف خارجى كه بر عهدهء دانش و مذهب قرار مى گرفت راهها از هم جدا گرديد چه ، همان طور كه ما بعد الطبيعة تنها جاى علم را نمى گيرد معرفت عقلى نيز در باره برداشتى كه بايد نسبت به مسائل اخلاقى اختيار كنيم خاموش مى ماند اين دو راه متباعد نيستند ، بلكه بموازات هم پيش مى روند و در بىنهايت بيك هدف مى رسند . براى اين كه درست به اين نكته معتقد شويم ، وسيلهاى بهتر از اين وجود ندارد كه از يك سو ماهيت معرفت علمى و از سوى ديگر ماهيت ايمان مذهبى را درك