تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨٦ - تفسير ابيات
متهم داشتن قوم انبيا را عليهم السلام
تفسير ابيات
متهم داشتن قوم انبيا را عليهم السلام
((٢٧٣٣)) قوم گفتند اين همه زرق است و مكر كى خدا نائب كند از زيد و بكر
((٢٧٣٤)) هر رسول شاه بايد جنس او آب و گل كو خالق افلاك كو ؟
((٢٧٣٥)) مغز خر خورديم تا ما چون شما پشه را داريم هم راز هما ؟
((٢٧٣٦)) كو هما كو پشه كو گل كو خدا ز آفتاب چرخ چه بود ذرّه را
((٢٧٣٧)) اين چه نسبت اين چه پيوندى بود تا كه در عقل و دماغى در رود ؟
ما كجا وين گفت بىهوده كجا اين چه زرق است و چه شيد است و دغا خود كجا كو آسمان كو ريسمان مى نگيرد مغز ما اين داستان غالباً ما عقل داريم اين قدر گندنا را مى شناسيم از گزر
تفسير ابيات قوم سبا كه پيامبران را انكار و طرد مى كردند ، مى گفتند : اين همه دعاوى شما تزوير و حيله پردازى است ، زيرا امكان ندارد كه خداوند از زيد و بكر براى خود نايبى بر گزيند ، فرستادهء شاه بايد هم سنخ او باشد . اين آب و گل كه منشا وجود شماست كجا و به وجود آورندهء افلاك و كيهان كجا ؟ مگر مغز خر خوردهايم كه مانند شما پشهء ناچيز را راز دان مرغ با عظمت هما بدانيم . (١) كجا است عظمت هما و كجا است حقارت پشهء بىمقدار ؟ آرى گل بىمقدار كجا خدا كجا ؟ آفتاب گردون مينا رنگ چيست و ذرهء بىمقدار كدام است ؟ اين كدامين نسبت
(١) اين همان مطلب است كه حتى در دوران معاصر ما هم عدهاى از متفكران را به خود مشغول داشته و مى گويند : خدايى كه با آن عظمت براى بشر مطرح است ، افراد انسانى شايستگى ارتباط با او را ندارند . اينان نمى دانند كه عظمت خدا در آن است كه در وجود انسانى نيرويى به وديعت نهاده است كه با عظمت او آشنا شوند و مانند ذرهء بىمقدار تكاپو كنان به خورشيد عظمتش بپيوندند . .