تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥٧ - تفسير ابيات
آداب المستمعين و المريدين عند فيض الحكمة من لسان الشيخ
تفسير ابيات
آداب المستمعين و المريدين عند فيض الحكمة من لسان الشيخ
((٣٦٠٢)) بر ملولان اين مكرر كردن است نزد من عمر مكرر بردن است
((٣٦٠٣)) شمع از برق مكرر بر شود خاك از تاب مكرر زر شود
((٣٦٠٤)) گر هزاران طالبند و يك ملول از رسالت باز مى ماند رسول
((٣٦٠٥)) اين رسولان ضمير راز گو چاكرى خواهند اسرافيل خو
((٣٦٠٦)) نخوتى دارند و كبرى چون شهان چاكرى خواهند از اهل جهان
((٣٦٠٧)) تا ادبهاشان بجا گه ناورى از رسالتشان چگونه بر خورى
((٣٦٠٨)) كى رسانند آن امانت را به تو تا نباشى پيششان راكع دو تو
((٣٦٠٩)) هر ادبشان كى همى آيد پسند كامدند ايشان ز ايوان بلند
((٣٦١٠)) نى گدايانند كز هر خدمتى از تو دارند اى مزوّر منتى
((٣٦١١)) ليك با بىرغبتىهاى ضمير صدقهء سلطان بيفشان وامگير
((٣٦١٢)) اسب خود را اى رسول آسمان در ملولان منگر و اندر جهان
((٣٦١٣)) فرّخ آن تركى كه استيزه نهد اسبش اندر خندق آتش جهد
((٣٦١٤)) گرم گرداند فرس را آن چنان كه كند آهنگ اوج آسمان
((٣٦١٥)) چشم را از غير و غيرت دوخته همچو آتش خشك و تر را سوخته
((٣٦١٦)) گر پشيمانى بر او عيبى كند آتش اول در پشيمانى زند
((٣٦١٧)) خود پشيمانى نرويد از عدم چون ببيند گرمى صاحب قدم
تفسير ابيات خواهيد گفت : شما اى جلال الدين پيروى از رهبران الهى را در اين كتاب زياد تكرار كردهايد ، براى چه ؟ مى گويم بله ، كسانى كه ركود طبيعى ارواح آنان را ميخكوب كرده است ، از تكرار اين اصل بزرگ ملالت خاطر دارند و گمان مى كنم براى آنان اين تكرارها مانند تكرار رويدادها ، در زندگى خسته كننده خواهد