تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٩١
اين كه جلال الدين مى گويد : در آن صحراى درونى كه زهر و سوسه ها كاشته شده است ترياق نيز تعبيه شده است .
اشاره به اين معنى است كه به دست آوردن ترياق با انديشه در بارهء تشخيص وسوسه از جريان منطقى روانى آغاز مى گردد و در تصفيهء درون از گردابهاى مهلك وسوسه پايان مى پذيرد .
و معلوم است كه انديشه به طور كلى در نهاد آدمى پيش از وسوسه و به روح آدمى نزديكتر و مناسبتر از وسوسه است ، زيرا طبيعت انسانى با قطع نظر از عوارض به فرمول ٤ ٢ ٢ نزديكتر از ٥ ٢ ٢ مى باشد .
به عنوان مثال وقتى كه شما در مقابل يك درخت قرار مى گيريد ، ديده گان شما در حالت طبيعى همان درخت با شكل و وضع مخصوصى به شما نشان مى دهد .
پس از اين تماس طبيعى با درخت كه آن درخت از كميت معينى به شما مطرح كرده است ، كوچكتر يا بزرگتر تلقى كردن آن درخت از كميت معين ، يا خشك تلقى كردن آن ، با اين كه تر و با طراوت است يا بالعكس ، فعاليت ضد طبيعى است كه در روان انسانى به ملاحظه محتويات مخصوص مغز انجام گرفته است .
تفسير ابيات وساوس فطرتان همانند وسوسه هاى شيطانى است كه در درون مردم قريش بر مى انگيخت و آنان را به جمع سپاه براى پيكار با محمد صلى الله عليه و آله تحريك مى كرد و مى گفت : لشكريانى گرد آوريد تا پيامبر اسلام را مغلوب و بيخ و بنيان او را از روى زمين بر اندازيم .
شيطان به عنوان جزئى از سپاهيان افسونها به قريش مى خواند و مى گفت من