تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٣ - معمولًا قدرت و نيرومندى صبر و تحمل را نابود مى سازد
((٣٢٨٢)) ز ان غنا و ز ان غنى مردود شد كه ز قدرت صبرها بدرود شد
معمولًا قدرت و نيرومندى صبر و تحمل را نابود مى سازد .
قدرت مفهومى است بسيار وسيع و داراى مصاديق بىشمار كه جامع مشترك آنها عبارت است از وسيلهء راه باز كردن به عملى ساختن خواسته ها .
اين وسيله با نظر بمعناى وسيعى كه دارد ، از زيبايى صورت گرفته تا عظمت روح ، از هشيارى و استعداد نبوغ آميز گرفته تا مقام و ثروت و شهرت و حتى نسب . . . را شامل مى شود .
گمان نمى رود كسى پيدا شود كه بهرهاى از خرد داشته باشد و قدرت را چيز بدى بداند ، زيرا بقاى طبيعت و انسان وابسته به نيروهايى است كه در اشكال گوناگون مشغول فعاليت است . به دست آوردن قدرت ، در حقيقت تحصيل بهترين وسيله براى باز كردن ميان به گسترش و انفاذ موقعيت است كه قدرتمند بان نائل مى گردد . اين مسئله قابل ترديد نيست و نيچه تا اين جا صحيح مى گويد .
اما با نظر به جنبهء مادى انسان كه همواره او را به سوى ماديت و بزرگ داشت خود طبيعى مى راند ، مسئله قدرت به صورت مرگبارترين سلاح در مى آيد و تاريخ بشرى را به صورت يادداشتهايى از سر گذشت يك كشتار گاه ، با اشكال مختلفش در مى آورد .
بسيار به ندرت اتفاق افتاده است كه انسانى به اقتدار برسد و ناتوانى خود را به وسيلهء همان اقتدار نشان ندهد ، قدرت و طغيانگرى دو رفيق قديمى هستند كه دست بهم مى دهند و اولًا بر كنار شدن صاحبان خود را از ليست انسانيت اعلام مى كنند و سپس زندگى و مرگ انسانها را در اختيار آنان مى گذارند .
آن چه كه تا كنون در محاسبات مربوط به قدرت ، براى كاروان ناخود آگاه بشريت مطرح نشده است ، آن قدرت واقعى است كه نيرويى به صاحبش مى بخشد