تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٧٩ - تفسير ابيات
آرى چه بسا مردم كه با جان خود بازىها كرده و خويشتن را از دار حوادث در آويخته و به نتايج اين اقدام تباه كننده نينديشيدند ، ولى موقعى كه آن حادثه اثر خشن و كشنده خود را به آن انسان بىاعتنا نشان داد ، دست آويزها و وسايل براى نجات خويش مى جويد و متاسفانه ، نه ناله او در گوش حادثه فرو مى رود و نه آن دست آويزها رحمى به حال او مى آورند ، آرى :
((٣٩٩٦)) پيشتر از واقعه آسان بود در دل مردم خيال نيك و بد
ولى : -
((٣٩٩٧)) چون در آيد اندرون كار زار آن زمان گردد بر آن كس كار ، زار
هم اكنون كه هنوز در گرداب حوادث خانمان سوز گرفتار نگشتهاى ، لختى بيانديش و همين كه احساس كردى كه تو شير مرد آن حادثه نيستى ، گام فراتر مى گذار زيرا مرگ مانند گرگى است كه در لابلاى حوادث كمين گرفته و در جست و جوى ميش جان تُست .
و اگر از درون خود در يافتى كه به مقام والاى رشد روحى رسيدهاى و ميش طبيعت وجود تو مانند شير گشته است با اطمينان در امواج حوادث فرو رو زيرا گرگ حوادث در مقابل تو سر فرود خواهد آورد .
ابدال و رشد يافتگان اولاد آدمى كسانى هستند كه موجوديت طبيعى آنان به روح آگاه و هوشيار تبديل گشته و شراى عقل خود طبيعىاش با عنايات ربّانى مبدل به سر كه گشته است .
اما اگر احساس كردى كه از غرور جانكاه خود طبيعى مست گشتهاى و در همين حال خود را مردى شير گير تلقى مى كنى ، لحظاتى توقّف كن ، ارزش وجود خود را درياب و قدمى پيشتر مگذار ، خداوند بزرگ ما در باره اهل نفاق و منحرفين چنين فرموده است كه آنان در ميان خود كينه توزىها دارند و با دلهاى پراكنده تيشه به ريشه خود مى زند .