تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨٥ - تفسير ابيات
هستى از دل آدميان بر كنار كناد .
خداى بزرگ دستور سكوت و پذيرش حق بر جان آدمى داده است ، پاداش آن سكوت به دست خداى هستى است ، در آن هنگام كه توفيق الهى نصيبت مى گردد و ترا به طبيب روحانى مى رساند ، مزاياى مادى را اى عاقل راهرو ، از خود دور ساز . براى افزايش رشد روحى سخنهاى بىهوده و گزاف را بفروش ( رها كن ) و به جاى آن بحثهاى الهى را كه جاه و مقام و جان و سعادت دنيا و آخرت را بهمراه دارد بخر . در اين سوداگرى سپاس گزار تو فضل الهى خواهد بود كه جهان طبيعت را برشگ تو وادار خواهد ساخت .
اصل ديگرى را به تو گوشزد مى كنم ، اگر در موقع مواجهه با طبيبان الهى كه شاگردان حقند ، روح با عظمت آنان را درك كنيد ، بينايى شگرفى در درون شما به وجود مى آيد كه خود شما را به خودتان فاش مى سازد و در شرمندگى فرو مى برد ، اگر چه رفع نابينايىها به دست هيچ كس نيست ، اما تسليم طبيبان روحى گشتن و تعظيم به آنها انگشتان الهى را بديدگان درون شما نزديك مى كند و آنها را بينا مى سازد . برويد تسليم اين طبيبان الهى شويد ، تا از عطر و رياحين ارواح آنان مشام روحتان تقويت شود و بوى حق را در يابيد و روانه كوى حق شويد .