تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٥٩ - تفسير ابيات
آمدن مهمان در آن مسجد
آيه
تفسير ابيات
آمدن مهمان در آن مسجد
((٣٩٣١)) تا يكى مهمان در آمد وقت شب كه شنيده بود آن صيت عجب
((٣٩٣٢)) از براى آزمون مى آزمود ز انكه بس مردانه و جان سير بود
((٣٩٣٣)) گفت كم گيرم سر و اشكمبه اى رفته گير از گنج زر يك حبه اى
((٣٩٣٤)) صورت تن گو برو من كيستم نقش كم نايد چون من باقيستم
((٣٩٣٥)) چون نفخت بودم از لطف خدا نفخ تن باشم ز ناى تن جدا
((٣٩٣٦)) تا نيفتد بانگ نفخش اين طرف تا رهد آن گوهر از ننگين صدف
((٣٩٣٧)) چون تمنوا الموت گفت اى صادقين صادقم جان را بر افشانم بر اين
آيه « إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ فَإِذا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَه ساجِدِينَ . » ٣٨ : ٧١ - ٧٢ (١) ( موقعى كه خداوند به فرشتگان فرمود : من بشرى از گل مى سازم ، هنگامى كه بشر را ساختم و از روح خود در آن دميدم همگى در مقابل او به سجده بيافتيد ) .
« قُلْ يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّه مِنْ دُونِ اَلنَّاسِ فَتَمَنَّوُا اَلْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ . » ٦٢ : ٦ (٢) ( بگو اى كسانى كه بدين يهود گرويدهايد ، اگر گمان كردهايد كه از ميان مردم تنها شمائيد كه اولياء الله هستيد ، مرگ را آرزو كنيد اگر راست مى گوييد . ) تفسير ابيات تا اين كه در شبانگاه ميهمانى به آن مسجد وارد شد كه آن اخطار مشهور را شنيده بود ، اين شخص براى آزمايش آمده بود و اگر جان خود را هم از دست مى داد
(١) سوره ص ، آيهء ٧٢ . .
(٢) سوره الجمعة ، آيهء ٦ . .