تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٦١ - تفسير ابيات
ملامت كردن اهل مسجد مهمان عاشق را از شب خفتن در آن جا و تهديد كردن مر او را
روايت
ملامت كردن اهل مسجد مهمان عاشق را از شب خفتن در آن جا و تهديد كردن مر او را
((٣٩٣٨)) قوم گفتندش كه هين اين جا مخسب تا نكوبد جانستانت هم چو كسب
((٣٩٣٩)) كه غريبى و نمى دانى تو حال كاندرين جا هر كه خفت آمد زوال
((٣٩٤٠)) اتفاقى نيست اين ما بارها ديدهايم و جمله اصحاب نهى
((٣٩٤١)) هر كه اين مسجد شبى مسكن شدش نيم شب مرگ هلاهل آمدش
((٣٩٤٢)) از يكى تا پانصد اين را ديده ايم نى به تقليد از كسى بشنيده ايم
((٣٩٤٣)) گفت الدين النصيحة آن رسول آن نصيحت در لغت ضد غلول
((٣٩٤٤)) آن نصيحت راستى در دوستى در غلولى خاينى سگ پوستى
((٣٩٤٥)) بىخيانت اين نصيحت از وداد مى نماييمت مگرد از عقل و داد
روايت قال رسول الله صلى الله عليه و آله : أنسك الناس نسكا انصحهم جيباً و اسلمهم قلباً لجميع المسلمين . » (١) ( پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله فرموده است : مطيعترين مردم از حيث عمل و انجام وظيفه كسى است كه اخلاقش خير خواه تر و خير انديشتر و قلبش براى همهء مسلمانان سالمتر بوده باشد ) .
« رأس الدين النصيحة لله و لدينه و لرسوله و لكتابه و لائمة المسلمين و للمسلمين عامة « (٢) ( اول و اساس دين خير خواهى و خير انديشى براى خدا و دين و پيامبر و كتاب او و براى پيشوايان مسلمين و براى عموم مسلمانان است . )
(١) سفينة البحار ، ج ٢ ، ماده نصح . .
(٢) الجامع الصغير ، ج ٢ ، ص ٢٣ . .