تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٢٠ - ٥ - وابستگى كيفيت جريان قانون عليت به موقعيت انسانى
ايجاد مى كنند ، از نظر كميت و كيفيت بقدرى متنوع و مختلف مى باشند كه شناخت همهء آن با آن سايه ، مانند شناخت همهء افراد انسانى با ميلياردها روابط و شئون فردى و اجتماعى با يك مفهوم انسان است كه سايهء بسيار ناقص و شبح بىنمودى بيش نيست .
مخصوصاً اختلاف نمود عليت به افراد انسانى بسيار شگفت انگيز است ، چه بسا حوادثى كه مى تواند در موقعيت خاصى كه يك انسان به دست آورده است جنبهء عليت گرفته و وضع او را تغيير بدهد ، در صورتى كه همان حوادث بلكه نيرومندتر از آنها بالنسبه به انسان ديگر كوچكترين تأثيرى ندارد . اين مسئله را در شمارهء زير مطرح مى كنيم :
٥ - وابستگى كيفيت جريان قانون عليت به موقعيت انسانى
شمس باشد بر سببها مطلع هم ازو حبل سببها منقطع [١] آن كه بيرون از طبايع جان اوست منصب خرق سببها آنِ اوست بىسبب بيند نه از آب و گيا چشمه چشمه معجزات انبيا [٢] رب همى گويد برو سوى سبب چون ز صنعم ياد كردى اى عجب گويدش زين پس تو را بينم همه ننگرم سوى سبب و ان دمدمه [٣] چون دوم بار آدمى زاده بزاد پاى خود بر فرق علتها نهاد علت اولى نباشد دين او علت اخرى ندارد كين او [٤] كه سببها نيست حاجت مر مرا آن سبب بهر حجاب است و غطا [٥] ديدهاى بايد سبب سوراخ كن تا سبب را بر كند از بيخ و بن
[١] دفتر دوم ، ص ٩٦ بيت ٢٧ . .
[٢] دفتر دوم ، ص ١٠٧ بيت ٤٠ و ٤٢ . .
[٣] دفتر سوم ، ص ١٨٨ بيت ١١ و ١٢ . .
[٤] دفتر سوم ، ص ١٩٤ بيت ٤٩ و ٥٠ . .
[٥] دفتر چهارم ، ص ٢٧٣ بيت ٤٨ . .