تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٦٦ - آيا ناتوانى از درك ماهيت اشياء مخصوص مردم عامى است ؟
((٣٦٥٦)) واقعاتى كه كنونت بر گشود نى كه اول هم محالت مى نمود
((٣٦٥٧)) چون رهانيدت زده زندان كرم تيه را بر خود مكن حبس از ستم چون خلاصى يافتى از صد بلا فقر را بر خود مكن رنج و عنا سهل گيرش تا نگردد مشكلت ور نه شد شكر چو زهر قاتلت سوى بحث خويش تاز اى بو الحسن كاين سخن پايان ندارد جان من
((٣٦٥٠)) عجز از ادراك ماهيت عمو حالت عامه بود درياب تو
((٣٦٥١)) ز انكه ماهيات و سرّ سرّ آن پيش چشم كاملان باشد عيان
آيا ناتوانى از درك ماهيت اشياء مخصوص مردم عامى است ؟
از مثالها و مضامينى كه جلال الدين در ابيات فوق آورده است ، چنين بر مى آيد كه جلال الدين ناتوانى از درك ماهيت اشياء را مخصوص عاميان مى داند و اما انسانهاى كامل مى توانند ماهيت اشياء را بدانند . پس در اين مورد دو مسئله وجود دارد :
مسئلهء يكم - اين كه ماهيت اشياء براى عوام مجهول است .
مسئلهء دوم - اين كه انسانهاى كامل مى توانند ماهيت اشياء را درك كنند . در بارهء مسئلهء يكم مى گوييم : از دوران بسيار قديم دانش و فلسفه ، از آن موقع كه متفكرين به دو موضوع اعراض و رويدادها و ماهيت متوجه شدهاند ، چه در شرق و چه در غرب ، اغلب بر آنند كه ماهيت اشياء غير قابل درك بوده و ما جز پديده هاى اشياء چيزى را نمى توانيم بفهميم و دلايلى بر اين ادعا آوردهاند كه مهمترين آنها دو دليل اساسى است .
دليل يكم - ارتباط شديد تمام اشياء جهان هستى با يكديگر ، به طورى كه براى شناسايى يك برگ درخت به شناسايى تمام جهان هستى نيازمند مى باشيم .