تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٤٢ - تفسير ابيات
قانع شدن آن مرد طالب به تعليم زبان مرغ خانگى و سگ و اجابت موسى عليه السلام
تفسير ابيات
قانع شدن آن مرد طالب به تعليم زبان مرغ خانگى و سگ و اجابت موسى عليه السلام
((٣٣٠٣)) گفت بارى نطق سگ كاو بر در است نطق اين هر دو شود بر تو پديد
((٣٣٠٥)) بامدادان از براى امتحان ايستاد او منتظر بر آستان
((٣٣٠٦)) خادمه سفره بيفشاند و فتاد پارهء نان بيات آثار زاد
((٣٣٠٧)) در ربود آن را خروسى چون گرو گفت سگ كردى تو بر ما ظلم رو
((٣٣٠٨)) دانهء گندم تو تانى خورد و من عاجزم در دانه خوردن در وطن
((٣٣٠٩)) گندم و جو را و باقىّ حبوب تو توانى خورد و من نى اى طروب
((٣٣١٠)) اين لب نانى كه قسم ماست آن مى ربايى اين قدر را از سگان
تفسير ابيات آن جوان مى گويد : اى پيامبر خدا ، اقلا نطق سگ را كه بر در خانهام مقيم است و نطق مرغ خانگى را كه حيوان اهلى و با من در تماسند ، بمن تعليم فرما .
حضرت موسى مى فرمايد : بر آورده شدن مقصودت نزديك شده است ، نطق آن دو بر تو آشكار خواهد گشت .
آن جوان براى آزمايش صبحگاه منتظر ايستاده بود ، خدمتكار سفره را آورد و خرده نانها را كه بقيهء خوراكى بود به پيش آن دو حيوان پاشيد . خروس فورا قطعهاى از آن پاره نانها را مانند اين كه در گرو او بود ، برداشت و آمادهء خوردن گشت سگ به خروس گفت : تو بما ظلم كردى زيرا تو مى توانى دانهء گندم و جو و ساير حبوبات را بخورى ، اما من از خوردن هر گونه حبوبات عاجزم . اين حاشيهء نان كه قسمت ما سگان بود تو آن را ربودى .