تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٤ - فال بد زدن يك پديدهء روانى بىاساس است
مردم گمراهى بوديم . پروردگار ما ، ما را از اين دوزخ خارج كن ، اگر بار ديگر به تبه كارى بر گشتيم ، ما ستمكارانيم ) .
((٢٩٥٥)) انبياء گفتند فال زشت و بد از ميان جانتان دارد مدد
فال بد زدن يك پديدهء روانى بىاساس است چنان كه عظمتهاى من انسانى حد و مرزى ندارد ، همچنان بازيگرىها بىاساس او هم فراوان و بىشمار است . فال بد زدن مانند فال نيكو زدن از نوع آن بازيگرىها است كه از پستترين مردم گذشته گاهى مغز انديشمندان را هم فلج مى سازد . نهايت امر اين است كه انديشمندان مى توانند به پديدهء فال زدن لباس حق بجانبى بپوشانند و مثلًا بگويند : حدس و استشمام مى كنيم كه اين رويداد بد است ، يا خوب است .
درست است كه موضوع حدس و استشمام فوق العادهء مهم و كوتاه ترين خط منطقى در وصول به مقاصد است ، اما نبايد اين حقيقت فراموش شود كه همين پديدهء فوق العادهء مهم در درون آن انسان تكوين مى يابد كه زمينه وجودى او جلب سود و دفع ضرر مى باشد ، اين زمينه همواره اشتياق و آرزوى رسيدن به سود و فرار از ضرر را در درون انسان مانند جويبار زير زمينى كه بسطح ظاهرى زمين نزديك است ، به جريان اندازد ، گاهى اين جويبار آن چنان متراكم و مواج است كه نمى گذارد انسان تعقل و منطق واقعى را به كار بيندازد و رويداد مورد علاقه را محاسبهء دقيق نمايد ، لذا از شتابزدگى به احساسات ابتدايى قناعت مى ورزد و نامش را حدس و استشمام مى گذارد .
اين گونه حدس و استشمام يا خود فال نيكو زدن است ، يا پديدهء هم مرز آن . و همچنين در مورد رويدادهاى ناملايم ، فال بد زدن لباس حدس منطقى مى پوشد و آدمى را فريب مى دهد .