تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٨ - پرتو نور الهى است كه اين خورشيدها و آن خورشيدها را كه اين خورشيدها را روشن ساخته است فروزان مى نمايد
در مقابلش ناچيز و ناتوانند ؟ چه ماه و چه آفتاب و چه فلك و چه عقول و نفوس و چه فرشته و چه وحوش و پرندگان و جمادات و چه پادشاهان و گدايان و چه كشورها و كوهها و درياها و چه ماه و سال و چه شب و روز و آب و آتش و باد و چه زمستان و بهار و تابستان همگى در زير سيطره و فرمان او چون گويى در سلطهء چوگان اوست . عكس ماه را با چه كسى مقايسه مى كنيد : آيا با -
آفتاب آفتاب آفتاب ؟
چه مى گويم ؟ مگر در خواب فرو رفتهام ؟ مگر نشنيدهايد كه صد هزاران شهر و آبادى را يك خشم پيامبر سر نگون كرد و نابود ساخت ؟ كوه در مقابل مرد الهى مى شكافد ، ماه در آن دوران اجباريش چه توانايى خواهد داشت ؟ خشم مردان الهى ابرها را مى خشكاند و عالمها را ويران مى سازد .
به شهرستان سياست شدهء لوط بنگريد ، اى مردگان زنده نما . در مقابل سه پرندهء ناچيز بنام ابابيل پيلان زورمند توانايى خود را از دست دادند و استخوانهايشان كوبيده شد و خرد گشت .
مرغ ابابيل ناتوانترين پرندگان است ، ببينيد با پيلان قدرتمند چه كرد ؟ كيست از شماها كه طوفان حضرت نوح را نشنيده باشد ، كيست كه پيكار فرعون و لشكريانش را با جبرئيل يا موسى كه روح محض بود نشنيده باشد ؟ جبرئيل يا موسى به وسيلهء او ، فرعون و فرعونيان را شكست و به آب ريخت و ذرات وجودشان را آب از هم گسيخت .
كيست كه احوال قوم ثمود و عاد را كه باد طوفانى تند وز آنها را ربود و نابود ساخت ، نشنيده باشد ؟ برو ديده به آن پيلان الهى باز كن و ببين كه چگونه در ميدان