تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٢ - آيا جلال الدين مولوى يك انسان شناس است ؟
و تحليل علمى مسئله اختيار است و نظر گاه درونى بايد در اين مورد نفى گردد ، بديهى است كه اين دو نظر گاه مانعة الجمعند ، و بىمعنى است كه در آن واحد در هر دو نظر گاه قرار گيريم .
بنا بر اين اگر در يگانه نظر گاهى قرار گيريم كه موجه مى دانيم ، با تجربه روزانه خود پى مى بريم كه براى گفتار و كردار همنوعان خود انگيزه هايى قائليم .
بنا بر اين موجبيتى على به آنها اسناد مى دهيم در غير اين صورت رفتار آنها غير قابل پيش بينى مى بود و اين امر مانع برقرارى هر گونه رابطهء منظمى ميان ما و آنان مى شد .
پژوهش علمى بطريق ديگرى عمل نمى كند مورخى كه عبور از رودخانه روبيكن را نه به انگيزه هاى سياسى و خصوصيات سرشتى بلكه به دل خواه و روش مختار ژول سزار نسبت دهد ، فقط و فقط از به دست دادن توضيحى در بارهء اين عمل خود دارى كرده است .
در نتيجه بايد موجبيت على اراده را ، هنگامى كه اراده از خارج مورد توجه قرار مى گيريد بپذيريم . هنگامى كه در نظر گاه درونى قرار مى گيريم حال به همين سان نيست .
در اينجا ، چنان كه ديديم ، تجزيه و تحليل علمى به كار بردنى نيست . معرفت ما در اين حال از منبع ديگرى سر چشمه مى گيرد كه همان وجدان ماست و گواهى بلا واسطه اين وجدان نشان مى دهد كه ما در هر لحظه قادريم هر مضمونى را كه مناسب بدانيم به افكار و به ارادهء خود بدهيم . مقصودم اين نيست كه احوال و كيفياتى غالبا مانع اعمال ما نمى شوند ، بلكه مقصودم فقط اين است كه ما نمى توانيم به ارادهء خود جهت گيرى مناسبى بدهيم ، كافى است به آن چه كه كف نفس ناميده مى شود ، بينديشيم ،