تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٦ - تفسير ابيات
جواب انبياء عليهم السلام جبريان را
تكوينات خارج از اختيار را با پديده و كارهاى اختيارى اشتباه نكنيم . و در اين مسئله حساس عقل و وجدان خود را به هياهوى الفاظ نبازيم .
جواب انبياء عليهم السلام جبريان را
((٢٩٠٩)) انبياء گفتند كارى آفريد وصفهايى كه نتان ز ان سر كشيد
((٢٩١٠)) و آفريد او وصفهاى عارضى كه گهى مبغوض مى گردد رضى
((٢٩١١)) سنگ را گويى كه گل زر شو بىهُده است مس را گويى كه زر شو راه هست
((٢٩١٢)) ريگ را گويى كه گل شو عاجز است خاك را گويى كه گل شو جايز است
((٢٩١٣)) رنجها دادست كان را چاره نيست آن به مثل گنگى و فطس و عمى است
((٢٩١٤)) رنجها داده است كان را چاره هست آن به مثل لقوه و درد سر است
((٢٩١٥)) اين دواها ساخت بهر ائتلاف نيست اين درد و دواها از گزاف
((٢٩١٦)) بلكه اغلب رنجها را چاره هست چون به جدّ جويى بيايد آن به دست
((٢٩١٢)) ريگ را گويى كه گل شو عاجز است خاك را گويى كه گل شو جايز است
تكوينات خارج از اختيار را با پديده و كارهاى اختيارى اشتباه نكنيم . و در اين مسئله حساس عقل و وجدان خود را به هياهوى الفاظ نبازيم .
جلال الدين در اين ابيات بهانهء سست و بىپايهء جبريون را قطع نموده و مى گويد : با مشاهدهء تكوينيات خارج از حيطهء اختيار ، قدرت و آزادى خود را به طور مطلق منكر مباشيد .
درست است كه ماهيت بعضى از اجزاء عالم هستى تسليم كار و اختيار ما نمى گردد ، اما نقش فعاليتهاى ما را روى اجزاء و شئون ديگر از جهان هستى ناديده نگيريد .
آيا موقعى كه يك بيمارى در بدن ما نفوذ مى كند در صدد چاره جويى و به دست آوردن بهبودى بر نمى آييم ؟ آيا براى اين كه در موقع مقتضى گرسنگى و تشنگى خود را بر طرف كنيم ، دنبال پيدا كردن غذا و آب نمى رويم ؟