تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١٩ - ٤ - پس از فرض اين كه قانون عليت در جهان هستى حكمفرما است اين قانون هم مانند ساير قوانين تحت سيطرهء الهى در جريان است
برتراند راسل كه در اين دنيا جز دانش تحققى و اتميسم منطقى نتوانست معبودى براى خود انتخاب كند و نتوانست شامه خود را به استشمام متافيزيكى آماده نمايد ، بالاخره پس از تلاش فكرى فراوان ، خود آگاه يا ناخود آگاه نظريهء فوق ( دخالت جهان ابدى خارج از اين رويهء طبيعت كه مى بينيم ) را پذيرفته عبارت ذيل را بيان مى كند :
« اگر اشياء را چنان تصور كنيم كه از يك جهان ابدى خارج ( از جهان طبيعت ) به مجراى ( جويبار ) زمان وارد مى شوند به نظر من تصوير درستترى از جهان حاصل مى شود از اين كه زمان را متلاشى كنندهء بىرحم حوادث و موضوعات ( آن چه كه هست ) بدانيم ، هم در انديشه و هم در احساس حتى اگر زمان واقعيتى داشته باشد . درك عدم اهميت زمان دروازهء حكمت ( خرد ) است . . . » [١] مسئلهء سوم ارزش اسباب و علل جاريه در رو بناى عالم طبيعت ، ارزش مطلق نيست . اين موضوع بالنسبه به خداوند خالق علل چنان كه در مسئلهء يكم و دوم گفتيم روشن است . و اما بالنسبه به ما و ساير موجودات عالم وجود ، بستگى به چگونگى موقعيتى دارد كه موجودات و مخصوصاً انسان در هستى خود دارا مى باشد . به طور كلى نه تنها قانون عليت ، بلكه تمام قوانين جاريه در جهان هستى به جهت اختلاف و تحولاتى كه در واحدهاى سيستم عالم وجود حكمفرما است ، به عنوان يك كلى تجريد شده سايهاى را نشان مى دهند ، اما موجوداتى كه در جريان خود سايهء مزبور را
[١] عرفان و منطق برتراند راسل - اصل انگليسى ص ٢٧ و در ص ٢٦ دو بيت از جلال الدين را از روى ترجمهء وينفلد در بارهء زمان نقل نموده سپس مطلب فوق را متذكر مى شود . . دو بيت جلال الدين اين است : هست هشيارى ز ياد ما مضى * ماضى و مستقبلت پردهء خدا آتش اندر زن به هر دو تا به كى * پُر گره باشى از اين هر دو چو نى ؟ مطلب فوق را كه از اصل انگليسى ترجمه شده است ، در ترجمهء فارسى به وسيلهء آقاى نجف دريابندرى ( عرفان و منطق ص ٧٦ و ٧٧ ) مى توانيد مطالعه كنيد . .