تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٦ - آيا جلال الدين مولوى يك انسان شناس است ؟
باز شرح كردن حكايت آن طالب روزى حلال بىكسب و رنج در عهد داود عليه السلام و مستجاب شدن دعاى او
اگر حكمت الهى در دل كسى بجوشد ، براى بهره بردارى ديگران باز گو خواهد كرد .
باز شرح كردن حكايت آن طالب روزى حلال بىكسب و رنج در عهد داود عليه السلام و مستجاب شدن دعاى او
((٢٣٠٦)) يادم آمد آن حكايت كان فقير روز و شب مى كرد افغان و نفير
((٢٣٠٧)) از خدا مى خواست روزىّ حلال بىشكال رنج و كسب و انتقال
((٢٣٠٨)) پيش ازين گفتيم بعضى حال او ليك تعويق آمد و شد پنج تو
((٢٣٠٩)) هم بگوئيمش كجا خواهد گريخت چون ز ابر فضل حق حكمت بريخت
((٢٣١٠)) صاحب گاوش بديد و گفت هين اى به ظلمت گاو من گشته رهين
((٢٣١١)) هين چرا كشتى بگو گاو مرا ابله طرار ، انصاف اندر آ
((٢٣١٢)) گفت من روزى ز حق مى خواستم قبله را از لابه مى آراستم سالها بوده است كار من دعا تا كه بفرستاد گاوى را خدا چون بديدم گاو را برخاستم روزى من بود و كشتن خواستم
((٢٣١٣)) آن دعاى كهنهام شد مستجاب روزى من بود كشتم نك جواب
((٢٣١٤)) او ز خشم آمد گريبانش گرفت چند مشتى زد به رويش ناشگفت
((٢٣٠٩)) هم بگوييمش كجا خواهد گريخت چون ز ابر فضل حق حكمت بريخت
اگر حكمت الهى در دل كسى بجوشد ، براى بهره بردارى ديگران باز گو خواهد كرد .
حكمت و معارف عاليهء الهى ، آن گاه كه در درون يك انسان شكوفان شود ، امكان ندارد كه مانند يك مزيت مادى در انحصار حيوان انسان نما قرار بگيرد . گويى حكمت حق همان شمع فروزان است كه در وجود انسان شايسته روشن مى شود و